تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
گرفتيم كه آن‌ها با « هست » رابطه‌اى نداشتند و فقط از « بايد » مادر مىبايست اطاعت مىكردند ، ليكن عبرت‌گيرى امروز ما از حال آن‌ها عيناً همان رابطه‌ى بايد با هست مىباشد ، بيان حال آن‌ها براى ما جز بيان يك واقعيت و هست ، نمىباشد .

نظرات . . . ؟

نويسندهء مزبور عقيدهء نفى رابطهء بايد و هست را از كسانى چون « پالمر » « 1 » و « مور » انگليسى « 2 » و « هيوم » اسكاتلندى « 3 » و « فيليسين شاله » فرانسوى « 4 » به ارث برده است . البته نامبرده فقط از عقيده‌ى مور و هيوم اطلاع دارد و تنها از آن دو نام مىبرد . از جمله سخنان هيوم در اين مسأله در كتاب « رساله‌اى درباره‌ى طبيعت بشر » اين است كه : « . . . در همه‌ى نظام‌هاى اخلاقى كه من تا كنون ديده‌ام هميشه ملاحظه كرده‌ام كه بنيانگذار مكتب براى مدتى به روش معمول استدلال مىكند و وجود خدايى را اثبات مىكند و يا درباره‌ى امور انسان‌ها سخنانى مىگويد ؛ ناگهان با كمال تعجب مىبينيم كه به جاى روش معمول افزودن قضايايى كه مشتمل بر هست و نيست‌اند ، ناگهان همه قضايا داراى بايد و نبايد مىشوند . . . من توجه به آن را به خواننده توصيه مىكنم و بسيار خوشبينم كه همين توجه كوچك بسيارى از نظام‌هاى عاميانه‌ى اخلاقى را واژگون خواهد كرد و به ما فرصت خواهد داد تا به خوبى ببينيم كه خير و شرّ و فضيلت و رذيلت اساساً بر مبناى روابط بين اشياء بنا شده‌اند و مشمول ادراك عقل نيستند » .
هامش
( 1 ) - / استاد دانشگاه هاروارد آمريكا ؛ در جلد اول كتاب تاريخ جهان نو ( 2 ) - / جى ، اى ، مور ، حكيم انگليسى ابتداى قرن حاضر ( 3 ) - / ديويد هيوم ، فيلسوف اسكاتلندى در قرن 18 م ( 4 ) - / فيلسوف فرانسوى ، صاحب كتاب فلسفه‌ى علمى