مالكيت زمين و ملاك آن و اقسام آن و نقاط مختلف جغرافيائى آن و نحوهى ارتباط رعايا با متصديان زمين و غيره داشته باشد . . .
نمىدانم نويسندهى محترم نامههاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به سلاطين و دعوت به حق و عدل را چگونه توجيه مىكند ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله نمىدانسته است كه - به گفتهى ايشان - نبايد از پادشاهان انتظار عدل داشت و چنين دستور داد ؟ ! نگوييد اين هم مثل دستورات به همه عصيانگران . . . ؛ دستور به عاصيان به طور قانونى كلّى يا شخصى ، هر كدام توجيهى صحيح دارد كه در علم اصول به تفصيل آمده است .
از طرفى شما كه مىخواهيد منشأ بايدها را از آيات قرآنى استخراج كنيد و به مكتب و وحى برگردانيد اين گونه آيات را چگونه معنا مىكنيد كه : فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذبين ( نحل 36 ) . قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة الذين من قبل كان أكثرهم مشركين ( روم ، 42 ) . قد خلت من قبلكم سنن فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذبين ( آل عمران ، 137 ) أفلم يسيروا في الارض فتكون لهم قلوب يعقلون بها ( حج ، 46 ) . أو لم يسيروا في الارض فينظروا كيف كان عاقبة الذين من قبلهم كانوا أشد منهم قوة ( روم ، 9 ) .
كه به طور مؤكد سفارش به حركت در زمين و دقت در تاريخ گذشتگان و ساكنان پيشين زمين مىنمايد و مىفهماند كه از واقعيت نتايج كارشان پند بگيريد و دلى با درك پيدا كنيد كه به وسيلهى آن تفكر كنيد . ببينيد كه گذشتگان چگونه به علت طغيان نابود شدند .
شما خود دقت كنيد كه اين آيات رابطهى عمل را با واقعيت مىرساند يا خير ؟ مگر جز اين است كه مىخواهد بگويد از اين « هست » عبرت بگيريد و به دستورات الهى عمل كنيد ( بايد ) .
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 400
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٤٠٠