ضرورت و بايد را براى سكنى گزيدن مردم بر سر تيرهاى برق اعتبار نمىكنيم ؟ زيرا مصحح عقلايى ندارد ؛ يعنى جهتى ندارد كه حتماً چنين چيزى بشود . يعنى چنين مطلبى هيچگونه رابطهاى با كمال فرد يا جامعه ندارد .
به طور كلى اعتبار مفهوم « بايد و ضرورت » براى اعمال و قوانين ، مانند همهى موارد اعتبار مفاهيم براى موارد غير واقعى ، نياز به مصحح عقلايى دارد و آن هم در ارتباط با واقعيت است .
در علم اصول وقتى دربارهى استعمار و مجاز بحث مىكنيم ، مىگوييم اعتبار يك چيز براى چيزى كه محلش نيست مانند اعتبار مفهوم « شير » براى يك فرد انسانى در صورتى درست است كه مصحح عقلايى داشته باشد يعنى به نظر عقلاء غلط نباشد ؛ اگر بىوجه باشد غلط است . وجه و مصحح عقلائيش ، بودن مهمترين اثر مشبّهبه ، در مشبّه مىباشد . ظاهرترين حالت شير در نظر مردم ، شجاعت اوست ، بنابراين مفهوم شير را به آسانى براى يك فرد شجاع اعتبار مىكنند ولى براى يك انسان غير شجاع اعتبار نمىكنند . البته وجه و مصحح عقلايى به حسب اعتبارات مختلف فرق مىكند ؛ مثلًا ممكن است يك نفر متنفذ جوّ محيط را تغيير داده بگويد شجاعت به قدرت بدنى نيست بلكه به قدرت اراده و تصميم بستگى دارد و در اين صورت مورد اصيل مفهوم شجاعت و مفهوم شير را هم ، نه شير درنده بداند و نه فرد شجاعى همچون خالد وليد كه با همه قدرت بدنيش در برابر عشق به زن مالك بن نويره از پاى در مىآيد ؛ بلكه اويس قرنى را مورد آن مفاهيم بداند .
چنانكه ممكن است براى تمسخر و استهزا عنوان شير را براى يك فرد ترسو اعتبار كنند ؛ آن هم در نظر عقلا وجه مصحّح دارد . وجهش همان استهزاء و تمسخر است .
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٨٧