تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
بگويند ظلم بد نيست و اشكالى ندارد ! كه به نظر ما اين يك توجيه تخيلى و ايده آليستى ( انتزاعى و تجريدى ) است . از طرفى ، حقايق واقعى را نيز احياناً مىتوان شكست ، ليكن با واقعيتى برتر ، جاذبه را با جاذبه‌اى برتر ، چنان‌كه احساسى را با احساس برتر مىتوان شكست . 6 - عموميت . . . : يكى از ويژگىهاى اعتباريات را همه جايى و همگانى نبودن آن‌ها دانسته‌اند . شرائط و اوضاع جغرافيايى و غيره در آن‌ها دخالت دارند . ولى اين نيز همچون شماره‌ى پنجم قابل نقد است ؛ زيرا برخى از اعتباريات دائمى و عمومى هستند و همگان در آن‌ها اتفاق نظر دارند و در همه جا يكسان مورد قبول مىباشند مانند مواردى كه ذكر شد . اين توجيه كه بگوييم « 1 » : اين اعتبارات عمومى و متافيزيكى بوده خصوصيت حقيقت را دارند ؛ دردى را درمان نمىكند . بالاخره اين‌ها ادراكات اعتبارى هستند و در عين حال همگانى مىباشند . 7 - توليد . . . : اعتباريات رابطه‌ى توليدى با ادراكات حقيقى ندارند ؟ منظور از رابطه‌ى توليدى اين است كه به ترتيب منطقى كه در صغرى و كبراى قياس برهانى در علم منطق ذكر شده است ، يك مطلب از درون مطلبى ديگر استنتاج شود . بچه‌ى حيوان ، كه در شكم حيوان نهفته است ، وقتى استقلال وجودى پيدا مىكند يعنى متولد مىشود ، نتاج گفته مىشود ، مطلبى هم كه در درون صغرى و كبرى يك دليل نهفته و بعداً تجلى تفصيلى مىيابد ، نتاج و نتيجه‌ى دليل است . نتيجه‌ى قياس يعنى مطلبى كه در درون كبراى قياس بوده و اينك به طور تفصيلى تجلى پيدا مىكند . در حقايق جهان ، اين توليد هست ؛ مثلا در مثال معروف كتاب‌هاى
هامش
( 1 ) - / چنان كه نويسنده‌ى « دانش و ارزش » چنين توجيه كرده است