چيست ؟ آثار و خصوصيات و عوارض آن چيست ؟ علت ايجادش چيست ؟ از كجا به وجود يك امر اعتبارى پى مىبريم ؟
در گذشته دربارهى مطلب اول بحث كرديم و معناى اعتبار و ادراك اعتبارى را به طور فشرده بيان نموديم . مطلب دوم نيز خود معلوم است ؛ يعنى ادراكات اعتبارى - به همان معانى كه ذكر شد - داريم . حدود ذاتى آن كه مطلب سوم است مبتنى بر اين است كه معناى دقيق علم و ادراك و همچنين اعتبار را بفهميم كه قسمت اول را به تفصيل در دفتر دوم و قسمت دوم را در صفحات پيش فهميديم .
ولى از آنجا كه درك كامل يك شىء در صورتى حاصل مىشود كه عوامل ايجاد كنندهى آن و صفات و خصوصيات آن را نيز بفهميم بايد نحوهى پيدايش و توليد و ديگر خصوصيات ادراكات اعتبارى را به خوبى درك كنيم ، و بدين جهت لازم است به اين مسائل توجه كنيم :
1 - ماهيت امور اعتبارى : آنچه دربارهى تعريف و حدود ذاتى ادراكات اعتبارى بيان كرديم بر اساس يك نوع مسامحه و توسّع بود و گرنه از نظر دقيقتر حد و ذات و ماهيت و حقيقت و . . . تنها دربارهى چيزهايى تصور مىشوند كه واقعيت خارجى داشته باشند . مفاهيمى كه واقعيت خارجى ندارند و صرف اعتبار هستند حقيقت و ماهيت و ذاتى ندارند تا حد ذات و ماهيتشان بيان شود و بدين جهت است كه از قديم گفتهاند : الاعتباريات لا حدّ لها ، يعنى حدّ و ماهيت واقعى ندارند ، هرچه هست مربوط به اعتبار اعتباركنندگان مىباشد .
2 - خارجيت امور اعتبارى : اعتباريات مطابق خارجى ندارند ؛ يعنى فرد و مصداق حقيقى خارجى ندارند ، برعكس حقايق . وقتى مىگوييم : حسين ايستاده است ؛ اين يك ادراك حقيقى است ؛ يعنى حكايت از يك واقعيت
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٧٣