تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
خارجى دارد كه با آن تطبيق مىكند و صادق است ، يا تطبيق نمىكند و كاذب است . اما وقتى مىگوييم :
ز سم ستوران در آن پهن دشت * زمين شد شش و آسمان گشت هشت « 1 »
مطابق خارجى ندارد و از گوينده هم اين انتظار را نداريم . و همين‌طور است اعتبار صورت ماه و خورشيد براى افراد ، و همچنين اعتبار مالكيت و . . . براى اشياء ؛ اين‌ها هيچ كدام حكايت از يك واقعيت خارجى به‌طور تطبيقى كامل نمىكنند . و همين‌طور اعتبار صفت وجود و ضرورت براى رفتار و اعمالى كه هنوز به وجود نيامده‌اند و ما لزوم آن‌ها را تشخيص مىدهيم و مىگوييم : اين كار بايد انجام شود . كه همه‌ى قوانين اين‌طور هستند . البته توجه داريد كه مىگوييم : ادراك اعتبارى مطابق خارجى ندارد و نمىگوييم كه اساساً واقعيتى پشت سر خود ندارد نه ، اين‌طور نيست . به هر حال از يك واقعيتى حكايت مىكند و آن اصل زياد بودن گرد و خاك در « آن پهن دشت » است ، و همين‌طور اصل زيبايى در افراد ؛ گرچه عين مفهوم خورشيد و ماه در افراد مورد نظر تحقق نداشته باشد و يا دقيقاً يك طبقه از زمين كم شدن و به آسمان اضافه شدن كه مطابق معناى كلام است ، در كار نباشد . 3 - نيازها . . . : اعتباريات تابع نيازها و احساسات درونى افراد و يا نيازهاى اجتماعى هستند . دوستى كه آرامش خود را در بهتر جلوه دادن محبوب مىبيند ؛ برايش ماه و خورشيد و . . . را اعتبار مىكند و در حقيقت آرامش خود مىطلبد ( ولى خود توجه ندارد ) و وقتى جامعه مىبيند كه بدون قانون نمىتواند به حيات خويشتن ادامه دهد قانون وضع مىكند
هامش
( 1 ) - / شعر فردوسى در شاهنامه .