يعنى عنوانِ ضرورت و وجوب را براى يك عنوان اعتبار مىكند و تحقق دادن آن عنوان را ضرورى مىشمارد .
4 - اثرها . . . : اعتباريات هر چند مطابق خارجى ندارند ، ليكن اثر خارجى دارند ؛ نياز احساسى درونى فرد را ارضاء مىكنند ؛ نياز اجتماعى را برمىآورند ؛ محبتها و كينهها مىآفرينند ، و خلاصه همهى اعمال و رفتار فردى و اجتماعى به وسيلهى اعتباريات به وجود مىآيند . هر عملى را تا عنوان ضرورت و رجحان و مانند آن ندهيم تحقق نمىدهيم . ارزش و تأثير اعتباريات در زندگى دست كمى از واقعيات ندارد !
5 - لغو پذيرى . . . : يكى از خصوصيات اعتباريات را لغو پذيرى دانستهاند و گفتهاند : قوانين طبيعت ( حقايق ) را نمىتوان شكست ؛ ولى قوانين وضعى بشرى را مىتوان شكست . قانون جاذبه و دافعه را نمىتوان لغو نمود ولى فلان قانون مجازاتى را مىتوان پس از مدتها كه عملى بوده است ، لغو نمود .
ولى واقعيت اين است كه اعتباريات از اين نظر دو دستهاند . اعتباريات غير قابل لغو نيز وجود دارند ؛ مثلًا خوبى عدالت و لزوم اجراى آن و بدى ظلم و لزوم جلوگيرى از آن و يا جلوگيرى از هرج و مرج ، از قوانين ثابت اعتبارى ، هستند .
ملاك اعتباريت يك چيز ، بناء قراردادى عقلا بر لزوم و عدم لزوم يك عمل مىباشد و ممكن است همهى عقلا در همه دورهها بر يك اعتبار ، اتفاق نظر داشته باشند چنان كه بر اصل اختصاص و مالكيت قانونى ( نه اخلاقى ) و اصل لزوم يك فرد يا يك هيأت اداره كنندهى جامعه و لزوم اجراى عدالت و خيلى چيزهاى ديگر اتفاق نظر دارند . مگر اين كه منظور از لغو پذيرى فرضى باشد ؛ يعنى فرض كنيم كه يك وقت يا فرد يا عدهاى
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 375
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٧٥