مجردات ذهنى نيز حركت نيست ؛ فى المثل مسأله 25 / 5 * 5 حركت ندارد و همواره و همه جا مطلق مىباشد .
10 - اصل تضاد : جهان مادى سراسر تضاد و تزاحم و تفاعل است :
تضاد به اين معنا كه يك ماده در يك لحظه ، نمىتواند دو صورت و فعليت غير قابل جمع را در خود بپذيرد ؛ بايد يك صورت از ميان برود تا صورتى ديگر به جايش بنشيند . و اين تغيير و از ميان رفتن يك صورت به وسيلهى روابط پديدهها و تأثير و تفاعل در يكديگر تحقق مىيابد . حالا اگر اسم اين تأثير و تفاعل را نيز تضاد بگذاريم ، نتيجه اين مىشود كه چون صور غير قابل جمع ( مثل درخت بودن و ساقه بودن ، يا سنگ بودن و خاك بودن ) با هم تضاد دارند . به وسيلهى تضاد و تزاحم ميان پديدهها يك صورت از ميان مىرود و صورتى ديگر به جاى آن مىنشيند . پس در جهان ماده تضاد و درگيرى و تزاحم ( اين معناى تضاد را قبلًا توضيح دادهايم ) براى تحقق يك صورت به جاى صورت ديگر است . به تعبير ديگر چون ميان صور تضاد است و امكان جمع ندارند از طريق تضاد ديگر يعنى تزاحم ، راه تحقق اضداد را در زمانهاى مختلف فراهم مىكند .
تضاد و تزاحم را احياناً بلا و بليّه نيز مىنامند . هر تعبيرى بكنيم واقعيت همان است كه گفتيم - دقت فرماييد - . و بنا به آنچه گفتيم : استعداد نهفته در ماده ، عامل حركت است و تضاد و تزاحم راه را براى امكان حلول صورت برتر آماده مىكند ؛ يعنى نتيجهاش اين مىشود . اثر مستقيم تزاحم از ميان رفتن يك طرف است .
11 - شعور قبل از ماده است : ما تجلى شعور حاكم بر جهان را همه جا حتى در اولين عنصر - همچون هيدروژن - مىبينيم . مادهى اوليّه هم اگر با نظم خاص حساب شدهاى حركت نمىكرد هرگز به كمال نمىرسيد و بنابراين شعور را پيش از ماده مىدانيم . و اما در اعمال انسان ، قدم اول
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٥٤