همواره بهطور تدريجى در جريان است ؛ و فقط نقطهى شروع و نقطهى پايان آن دفعى است ؛ زيرا كه يك لحظه بيش نيست . و اين غير از تبديل كمى به كيفى است ، بلكه پايان حركت است . البته حركت در كل ماده شايد آغاز و پايانى نداشته باشد و همانطور كه عدهاى از فلاسفه معتقدند باذن اللَّه تعالى ، ازلى و ابدى باشد ليكن در هر ماده مخصوص ، آغاز و پايانى دارد . چيزى كه هست اين است كه هر درجهاى از حركت ، آثارى دارد و برخى درجات حركت ، آثار بيشتر و وسيعترى دارد ، زيرا كه تدريجاً آثار حركت بيش و بيشتر شده تا گستردهتر و شاملتر گشته است . جوشش آب كه نقطه انفجار و يك حركت كيفى خوانده شده است چيزى جز گسترش اثر حرارت كه اندك اندك جمع شده است نمىباشد - دقت كنيد .
7 - همه جانبه بودن و اطلاق حركت : حركت در همهى جهات يك شىء جريان دارد و به تعبير ديگر همهى مقولات ماهُوى اشياء حركت دارند .
معمولًا مىگويند همهى ماهيات جهان زير عنوان ده ماهيت اعلا قرار دارند كه به نام مقولات عشر خوانده مىشوند . مقولات عشر كه جنس اعلاى ماهيات مىباشند اينها هستند : جوهر ، كمّ ، كيف ، مكان ، زمان ، تأثير ، تأثر ، اضافه ، ملك ، وضع . « 1 » در گذشته حركت را فقط در مكان و زمان و كم و كيف و فعل و انفال ( تأثير و تأثر ) مىدانستند .
مرحوم صدرالمتألهين با دليلهاى متعددى اثبات كرد كه اين حركتهاى ظاهرى معلول يك حركت اصلى ديگرى است و اينها عوارض آن حركت هستند . اگر يك سيب را در نظر بگيريد خواهيد ديد كه بزرگ مىشود ( حركت كمّى ) ، رنگ عوض مىكند ( حركت كيفى ) ، در بستر
هامش
( 1 ) - / به كتاب المنطق المقارن ، ص 61 به قلم مؤلف ، و ساير كتب منطقى رجوع نماييد