هگل نتيجهى يك دليل هستند ؛ - همگى با هم ارتباط دارند .
3 - حركت در جهان ماده ، عمومى است : مادهى طبيعت ، حامل قوه و استعداد مىباشد ؛ و هر كجا قوه استعداد است بايد حركتى باشد تا با حركت به فعيلت برسد و كمالاتى كه بالقوه و در ماده مستتر است تحقق يابد ، و بنابراين مادهى طبيعى عالم تا همهى استعدادهايش تحقق نيابد حركت آن تداوم خواهد داشت ؛ پس حركت در همهى جهان طبيعت ، عمومى و دائمى است ، در پديدهها ، انسانها ؛ جامعهها ، علت حركت جامعه نيز استعدادهاى ناشكفته انسانها مىباشد .
4 - حركت عمومى ، تكاملى است : به همان دليل مذكور ، حركت ماده ، تكاملى بوده به سوى كمال يعنى تحقق استعدادهايش يعنى صورتهايى كه برايش امكان بالاستعداد دارد ، رهسپار است . البته ما همهى حركتهاى ماده را تكاملى نمىدانيم ؛ زيرا احياناً به عللى به قهقرا مىرود و يا متوقف مىشود ؛ ليكن حركت ماده جهان در سطح كلى و در مجموع ، تكاملى مىباشد .
5 - استعداد ، عامل حركت : عامل حركت درونى ، استعداد درونى اشياء مىباشد و تا استعداد و قوه هست حركت هم وجود دارد . البته احياناً عوامل ديگرى حركت مزبور را تند و يا كند مىكنند و فى المثل وقتى مزاحمى از راه مىرسد - كه در جهان طبيعت ، پر است - ابتدا حركت تكاملى ركود پيدا مىكند و به جاى تكامل به دفع مزاحم و درگيرى پرداخته مىشود ولى سپس در اثر حرارت حاصل از درگيرى ، و براى جبران ركود مزبور حركت تكاملى با سرعتى بيشتر ادامه مىيابد . ولى علت حركت در ابتدا و پس از تضاد و درگيرى ، همان استعداد و قوه است كه مىخواهد به فعليت برسد .
6 - حركت تدريجى است : حركت ، نحوهى خاص هستى است كه
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٥١