نهاد انسان چيزهايى را به طور احساس وجدانى درك مىكند . از طبيعت و تاريخ گذشتگان نيز با گوش و چشم و اعصاب ادراكى خود استفاده مىكند . قرآن كريم مىفرمايد : « سنريهم آياتنا في الآفاق وفي أنفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق أو لم يكف بربك أنه على كل شئ شهيد » « 1 » : به زودى آيات خود را در افقهاى جهان و در جانهاشان نشان مىدهيم تا بدانند كه آن حقى از پروردگارشان است .
« قل انظروا ماذا في السماوات والارض » « 2 » : بگو بنگريد ( دقت كنيد ) چه چيزها در آسمانها و زمين است .
« قد خلت من قبلكم سنن فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذبين » « 3 » : پيش از شما سنتها و روشهايى بوده است ، در زمين بگرديد و دقت كنيد كه سرانجام تكذيبكنندگان چه بوده است .
على عليه السلام مىفرمايد :
فاعتبروا بما اصاب الامم المستكبرين من قبلكم من بأس اللَّه وصولاته ووقائعه ومثلاته . « 4 »
: از عذابها و حوادث و حملات و مشكلات الهى كه به مستكبرين پيش از شما رسيده عبرت بگيريد .
اينها نمونههايى بسيار اندك از متون اسلامى است كه جان و طبيعت و تاريخ را منابع اوليه يقين شمرده است . دريافت خودمان نيز شاهد همين مطلب است . « 5 »
4 - تجزيه : هر مشكل مجهولى را به هر اندازهى ممكن تجزيه كنيد و از
هامش
( 1 ) - / فصلت / 53
( 2 ) - / يونس / 101
( 3 ) - / آل عمران / 137
( 4 ) - / نهج البلاغه ، خطبهى 234
( 5 ) - / دفتر دوم فلسفه به قلم نويسنده ، بحث آغاز شناخت مىتواند كمكى براى اين بحث باشد : ريشه همه علوم و ادراكات حسّ ظاهر يا باطن است