زمان به پيش مىرود ( زمانى ) ، . . . ليكن تا سيب در ذات خود يك نوع تحرك پيدا نكند در ظاهرش تغييراتى به وجود نمىآيد . يعنى حركت در جوهر اشياء و ذات آنها قرار دارد ، يعنى ذات اشياء عين حركت است . « 1 »
8 - مقصد حركت : لازمهى هر حركتى داشتن مقصد يعنى نهايتى است و بنابراين ، حركت مادهى اين جهان حتماً به سوى مقصدى كه كمال برتر است خواهد بود و آن كمال برتر ، خداوند تبارك و تعالى است و رسيدن به او ، يك رسيدن مادى و اتصال جسمانى نيست بلكه يك پيوند معنوى است كه از پل شعور و شور انسانى مىگذرد . « 2 » مادّيون نهايت حركت را چگونه توجيه مىكنند ؟ و كمال را در چه مىبينند ؟ « 3 »
9 - حركت در مجردات : موجودات مجرد و غير مادّى هيچ گونه حركت تكاملى ندارند ؛ زيرا استعداد و قوه در آنجا نيست . مادهاى ندارند كه كمالات نهفتهاش تحقق نيافته باشد و بخواهد با حركت به آن برسد .
هرگونه حركت علمى در مجردات طبق كمالى است كه دارند ، نه براى رسيدن به كمالى است كه ندارند . اعمالشان صرف انجام وظيفهاى است كه بر اساس توجه دائميشان به خداوند ، تحقق مىيابد . همانطور كه افعال خداوند براى رسيدن به كمال نيست بلكه به موجب كمالى است كه دارد - دقت فرماييد ؛ « 4 » اعمالى كه انجام مىشود گاهى براى تحصيل چيزى است كه نيست و گاهى جلوهى چيزى است كه وجود دارد . همانطور در
هامش
( 1 ) - / اينجانب آنگاه كه در زندان طاغوت بودم - سالهاى 52 تا اواخر 1355 - توفيقى يافتم و دليلهاى صدرالمتألهين را دربارهى حركت جوهرى از مجموع مجلّدات اسفار جمع آورى نمودم ؛ به انتظار فرصتى هستم كه بررسى نموده براى نشر آماده سازم بمنه تعالى
( 2 ) - / آدميزاده ! همه چيز را براى تو و تو را براى خودم آفريدم « حديث قدسى »
( 3 ) - / تحليل نظرات ماديين را در كتاب خدا در نهج البلاغه به قلم نويسنده ، ببينيد
( 4 ) - / دربارهى هدف فعلى و فاعلى در اعمال خداوند به كتاب خدا در نهج البلاغه رجوع شود