تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
ذاتى دانستن رابطه مزبور - در كلّ ماده ، درونى مىشود عامل حركت است و سپس بگوييم حركت ابتدا تدريجى است و بعداً به ناگاه به نقطه‌اى مىرسد كه انفجار توليد شده قلب ماهيت و ذات شده و به تعبير آن‌ها حركت در كيف مىشود .

آيا شعور مادى است ؟

9 - پيروان ديالكتيك با تأسيس اصول مزبور و تعميم آن به فكر و شعور ، شعور انسانى را متولد از برخورد عين و ذهن و همانند برخوردهاى ديگر مادى مىدانند و اين متولد از ماده را نيز مادى مىدانند . و ديگر شعور يك نقطه‌ى اوج انسان و آغاز نجات از عالم ماده و ورود در جهان تجرّد نيست . آن هم يك پديده‌اى مادى همچون ساير پديده‌هاى مادى است . ولى اگر شعور ، مادى باشد ، بايد خواص ماده را داشته باشد ؛ مثلًا همان‌طور كه يك جسم قابل تقسيم است يك فكر و علم ذهنى هم بايد امكان تقسيم داشته باشد ولى ما مىدانيم كه هرگز يك صورت علمى ذهن قابل تقسيم نيست . ممكن است شما نيمى از منظره‌اى را كه تصور كرده‌ايد جداگانه تصور كنيد ليكن علم قبلى تقسيم و پاره نشده است . آن علم به همان صورت باقى است ؛ يك علم جديد - نيم منظره - هم علاوه شده است . « 1 »

ديالكتيك در نگاه سطحى

10 - بنابر آن‌چه گذشت فهميديم كه اصول ديالكتيك ، در تجزيه دقيق علمى هيچ بنياد صحيحى ندارد . هر چند در اذهان ساده ، يك تئورى
هامش
( 1 ) - / به دفتر دوم اين كتاب درباره‌ى تجرد علم رجوع نماييد
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 349 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي