تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨

تضاد اقتصادى و حركت تكاملى

7 - انسان موجودى برتر از حيوانات ديگر و نبات و جماد است . عالىترين درجه‌ى وجودى انسان كه موجب امتيازش از موجودات طبيعى ديگر شده است شعور و احساسات انسانى اوست . اگر شعور انسان مولود تضاد اقتصادى شد و اصالت خود را از دست داد و مهم‌ترين بازده شعور نيز اقتصاد شد آيا برگشت يك حركت تكاملى به يك حركت ضد تكاملى و قهقرايى نيست ؟ ! مگر اقتصاد چيزى جز همزيستى مادّى - غذا و لباس و مسكن - است ؟ انسان در كارخانه‌ى بدنى خود غذا را به منزله‌ى بنزين ماشين وارد مىكند تا از آن بهره بجويد و به سوى كمال حركت كند وقتى كمالش فكر مجدد درباره‌ى غذا شد و كار ديگرى نداشت آيا اين ، ارتجاع نيست ؟ ! ولى ما اقتصاد را يكى از شؤون زندگى انسانى مىدانيم نه همه چيز ! و آن را حاكم بالاجبار بر شعور هم نمىدانيم ! و تأمين زندگى مادى را با اين كه مهم مىدانيم ليكن مقدمه‌اى براى هدف برتر مىشماريم .

ترتيب صحيح اصول ديالكتيك

8 - در ترتيب اصول ديالكتيك به اختلاف نوشته‌اند و بيش‌تر بدين ترتيب گفته‌اند : عموميت حركت ، حركت كمّى و كيفى ، تأثير و تأثر متقابل ، تضاد ، ولى بهتر اين است كه به اين ترتيب بگويند : روابط متقابل ( يا تأثير و تأثر متقابل ) ، تضاد ، عموميت حركت ، حركت كمّى و كيفى . زيرا ابتدا بايد اثبات رابطه‌ى عمومى ميان همه‌ى اشياء نمود و سپس تضاد را به طور يك اصل عام ميان اشياء بپذيريم و آنگاه بگوييم تضاد كه بنا بر رابطه متقابل - و