براى حكومت چين خطر دارد . اين دشمن داخلى مكتب ، ضررش از آن دشمن شناخته شده خارجى بيشتر است . در روش اقتصادى ؟ نه ، بلكه در جذب تودهها .
تضاد در دورههاى تاريخ
5 - ديالكتيسينها معتقدند : تاريخ انسان هم بر اساس عامل واحد تضاد اقتصادى تدوين شده است . انسان ابتدا به صورت كمونى ، يك زندگى جمعى مشترك داشته و سپس بر اثر حالت استثمارگرانه برخى افراد كه اشياء و اجناس را اختصاصى كرده بودند ديگران را كه محتاج شده بودند بردگان خويش ساختند و سپس كه با قيام بردگان در اثر فشار فوقالعاده ، بردهداران را كنار زدند ، زندگى ارباب و رعيّتى آغاز شد كه قدرت بردهداران را محدود ساختند ؛ زمينها در اختيار بردگان قرار گرفت و فقط سهمى به ارباب مىپرداختند . ولى باز هم تضاد داخلى آنها موجب قيام رعايا شد ، رعايا هم كسب و كار پيشه ساختند و تدريجاً بورژوا شدند و زندگى بورژوازى پيش آمد و تدريجاً به اوج سرمايهدارى صنعتى رسيد و مرحلهى پس از آن ، مرحلهى مجدد زندگى كمونى و اجتماعى اشتراكى است . زندگى اشتراكى آينده ، ششمين حالت اقتصادى است .
« در آن زندگى ديگر تضادى نخواهد بود و يا اينها نمىدانند و خبرى از آن ندارند . البته زندگى كمونى درجاتى دارد و اولين درجهاش مرحلهى سوسياليسم مىباشد كه اينك در آن زمان هستيم » .
مىپرسيم : اگر در زندگى كمونى آينده تضادى نيست پس چرا در زندگى اوليه تضاد بود ؟ ميان اين دو كمون چه فرقى است ؟ مىگويند : « آخر در كمون اوليه آگاهى نبود ولى زندگى كمونى آينده همراه با رشد فكرى و