تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
انديشه به وجود آمده است . حتى روش استثمارگرانه‌ى برده دارى و فئوداليته نيز بر اساس يك انديشه به وجود آمده است . همه‌ى عوامل ديگر را فكر و انديشه به وجود مىآورد ليكن فكر و انديشه محكوم عوامل ديگر نيست ؛ هرچند از عوامل ديگر اثر پذيرى دارد ولى به طور جبر و سلب قدرت تفكر نيست ؛ و اگر هم به طور جبرى محكوم عوامل ديگر باشد باز هم اصالت با فكر است . مثل اين جريان مَثَل مرغ و تخم مرغ است كه مىپرسند كداميك اول هستند . فكر و انديشه انسان است كه در جهان تأثير مىگذارد و ايجاد تحول مىكند . هرچند خود فكر هم استفاده‌هايى از محيط مىكند ليكن بالاخره محيط و خصوصيات آن هم به يك فكر و انديشه‌اى برمىگردد و يا مجموعه‌ى افكار و انديشه‌ها آن را به وجود آورده‌اند . و البته محيط هم فقط اقتصاد نيست . عواطف مثبت و منفى ، هنر ، و فرهنگ به معناى وسيع كلمه ، در ايجاد محيط مؤثر هستند .

دوره‌هاى تاريخ انسان در نظر ما

ما بر اساس طرز فكر زيربنائى انديشه ، تاريخ انسان را به سه دوره اصلى و انشعاب‌هاى فرعى تقسيم مىكنيم ، دوره‌هاى اصلى تاريخ عبارتند از : دوره‌هاى وحدت ، اختلاف ، اتّحاد . در ابتدا كه انسان رشد فكرى نداشته و تنها بر اساس مسائل فطرى مسلم ، فكر و عملش بوده است ، اختلافاتى نبوده ولى كمال فكرى هم نبوده است و نمونه‌ى كامل يك زندگى توحيدى به اصطلاحى كه برخى از افراد اين زمان ، براى سوء استفاده به كار مىبرند بوده است . در آن دوره اگر پيامبرى هم بوده تنها مسائل فطرى مسلم را مطرح مىكرده و نيازى به قوانين زياد اجتماعى نبوده است .
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 344 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي