تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
هرچند عروض صفت بر موصوف در ذهن باشد ، معقول دوم فلسفى است . وحدت ، كثرت ، وجود ، ابوّت ، اخوّت و . . . معقول دوم فلسفى هستند . كليت ، معرّفيّت ، قياسيّت ، قضيه بودن ، جنسيت و فصليت و . . . معقول دوم منطقى هستند . وحدت و كثرت و ابوّت و . . . صفاتى هستند كه در ذهن عارض بر مفاهيم مىشوند و چيزى نيستند كه در خارج به اشياء اضافه شوند و فىالمثل مانند رنگ‌ها موجب رنگ‌آميزى اشياء بشوند ليكن اشياء خارجى در همان خارج ذهن موصوف به اين صفات مىشوند ؛ يعنى واقعاً اين صفحه‌ى كاغذ مثلًا يك صفحه است و اين كتاب چندين صفحه است و اين است معناى عروض در ذهن و اتصاف در خارج . وحدت و كثرت گرچه عارض در ذهن هستند ، ليكن اتصاف اشياء خارجى به آن‌هاست . ولى كليّت و مانند آن ، هم در ذهن عارض بر مفاهيم ذهنى مىشوند و هم تنها همان مفاهيم ذهنى هستند كه موصوف به آن‌ها مىشوند . موضوعات خارجى همان‌طور كه كليت و . . . در خارج عارض آن‌ها نمىشود صفت خارجى آن‌ها نيز نمىشود ؛ هم عروض و هم اتصاف هر دو در ذهن هستند . اشياء خارجى نه كلى هستند و نه قضيه هستند و نه قياس و . . . معقولات ثانيه منطقى موضوع علم منطق هستند و معقولات ثانيه‌ى فلسفى جزء مقولات عام فلسفى هستند . معقولات ثانيه‌ى منطقى ما را به مجهولات مىرسانند ، ولى معقولات ثانيه‌ى فلسفى فقط عناوين براى اشياء بوده در رابطه با روابط و نظام جهانى به كار مىروند . معقولات ثانيه‌ى فلسفى در مسير يك نظريه هستند ولى معقولات ثانيه‌ى منطقى در مسير يك قانون شناخت جهان هستند ؛ و همين است فرق فلسفه با منطق ، فلسفه بحث از وجود و عدم است و منطق بحث از