تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
سوم گفتيم - و موجودى كه مقدارى كمال دارد و هنوز به حدّ كمال نرسيده است همواره مشتاق رسيدن به كمالى است كه ندارد . چنان كه در مقدمه‌ى چهارم گفتيم - با توجه و دقت در اين مطلب به خوبى روشن مىشود كه ماده شوق به كمال دارد . . . و تا به حدّ تمام كمال ممكنش نرسيده طبق شوق طبيعيش ، به سوى كمالات ثانويه‌اش حركت مىكند . . . سپس مرحوم صدرالمتألهين « قده » به پاسخ اشكالات ابن سينا و پيروانش مىپردازد . « 1 » خلاصه‌ى اشكال ابن سينا كه صاحب مباحث مشرقيه نيز ذكر كرده است اين بوده كه : « شوقى كه مىگوييد در ماده است شوق نفسانى است يا طبيعى ؟ شوق نفسانى كه مسلماً نيست در ماده اولى نفس درّاكه‌اى وجود ندارد . شوق طبيعى هم باطل است زيرا مىپرسيم كه شوق ، به صورت خاص و معينى است يا به مطلق صورت ؟ شوق به صورت خاص و معين كه معنى ندارد زيرا لازمه‌اش اين است كه فقط يك صورت معينى به طور طبيعى ، خواسته‌ى ماده باشد و صورت‌هاى ديگر همه از نوع حركت قسرى باشند ، و مطلق صورت هم كه به هر حال در ماده هست و هيچ گاه فاقد آن نيست تا آن را طلب كند ؛ زيرا مادّه اولى هم به هر حال همراه يك صورتى مىباشد ؛ پس طلب مطلق الصورة به طور مبهم ، از نوع تحصيل حاصل مىباشد . . . » . پس از ابن سينا ، برخى از متفكرين از جمله صاحب مباحث مشرقيه به تفصيل بيش‌ترى اين اشكال را ذكر كرده‌اند ؛ ليكن واقعيت اين است كه اشكال مزبور به هيچ وجه وارد نيست . اولًا قبول نداريم كه ماده خالى از هر گونه درك و شعور باشد ؛ هيچ موجودى خالى از شعور و نوعى نفس درّاكه
هامش
( 1 ) - / اسفار ، فصل نوزدهم از بحث علت و معلول