تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
به آن ندارد ؛ زيرا شوق به معدوم محض و طلب مجهول مطلق ، محال است و همين‌طور كسى كه چيزى را دارد شوقى براى رسيدن به آن ندارد و طلب نمىكند ، زيرا تحصيلِ حاصل محال است . خداوند چون در كمال تماميت وجود است و هيچ‌گونه نقصى ندارد هيچ گونه شوق و طلبى هم براى رسيدن به چيزى ندارد ؛ و همين‌طور است وضع عقول مجرده كه مدبّر جهان هستند . فيوض و خيراتى هم كه از طريق آن‌ها بر جهان پايين‌تر مىرسد فضيلت و كرامت تازه‌اى براى آن‌ها نمىآورد بلكه جايزه و موهبتى است كه از آن‌ها به عالم پايين مىرسد بدون اين كه آن‌ها توجه به جهان مادّى داشته باشند . . . « 1 » ( مگر به طور تبعى ، يعنى به عنوان اطاعت فرمان خدا ) ، ولى غير از اين دو وجود - واجب و عقول - همه‌ى وجودهاى ديگر چه فلكى و چه طبيعت عنصرى مادى و چه مقداريات و چه هيولا و مادّه‌ى اجسام ، همه‌ى اين‌ها استعداد و قوه و به همين جهت ، شوق به كمال و تماميت دارند . صدرالمتألهين « قده » پس از ذكر اين مقدمات مىگويد : ماده‌ى اولى مرتبه‌اى از وجود دارد - كه ابن سينا هم قبول دارد - ولى مرتبه‌اى ضعيف است ، و به حكم مقدمه اول وجود ، يك حقيقت و از يك سنخ مىباشد ، و با همه‌ى صفات كمال چون علم و اراده و قدرت و غيره متحد است پس همان ماده‌ى ضعيف ، شعور و توجه نسبى دارد و تا حدودى كمال را متوجه مىشود - همان‌طور كه در مقدمه‌ى دوم گفته شد - و وجود كامل‌تر ، مطلوب بالذات و معشوق و مورد شوق است - به طورى كه در مقدمه‌ى
هامش
( 1 ) - / همان‌طور كه محققين درباره‌ى روش اولياء كمّل گفته‌اند و به جهت كامل بودنشان گفته‌اند : صلواتى هم كه بر فرشتگان و پيامبر و ائمه عليهم السلام مىفرستيم براى آن‌ها كمال وجود نمىآورد و فقط هديه ظاهرى است . همچون تشريفات ظاهرى براى يك ميهمان