بايد ببينيم تضاد چگونه به وجود مىآيد ؛ آيا هيچگاه ميان دو مرده بىحركت يا يك زنده و يك مرده تضاد و تصادم و برخوردى به وجود مىآيد ؟ ! روشن است كه تا دو موجود زنده نباشد و حركت نداشته باشند برخورد و تصادمى ندارند و تضادى بروز نمىكند .
يك هسته زير خاك مىخواهد رشد كند ، ميكروبى هم در كنارش مىخواهد رشد كند جنگ ميانشان شروع مىشود جنگ براى زندگى .
انسان مىخواهد زنده بماند و حركت كند ، ميكروب هم مىخواهد براى ارتزاق و رشد از بدن انسان استفاده كند ؛ ميانشان درگيرى مىشود ، تا كدام يك غلبه كنند .
در درگيرى انسان با طبيعت جامد نيز انسان حركت مىكند و مىخواهد به حركت خود ادامه دهد و رشد كند . در برخورد با مانع طبيعى مىكوشد كه او را از ميان بردارد . همه جا درگيرى پس از حركت است . پس حركت تضاد مىآورد و نه تضاد حركت را .
تضاد چگونه موجب تداوم فيض است ؟
اين كه فلاسفهى اسلامى تضاد را عامل تدام فيض الهى مىدانستند از اين جهت است كه صور و فعليات طبيعى اين عالم مادّى با هم جمع نمىشوند و هر مادهاى صورت و كيفيتى را مىپذيرد . فيض الهى از طريق همين خصوصيات طبيعى به اين عالم مىرسد . تضاد و تزاحم و درگيرى جهان طبيعت عامل تغيير مواد و صور اين عالم و گرفتن صورتهاى تازهترى مىشود . اگر تضادى در اين جهان نبود تغيير رخ نمىداد و فساد و تباهى در ماده راه نمىيافت تا صورتى را رها كرده صورت ديگرى را بپذيرد . درخت در اين تضاد خاك مىشود و خاك با صورتى ديگر دوباره