اولى و دومى بيان مىشود .
برخى از محققين معتقدند : اگر موضوع علم منطق را معقولات ثانيه موصل به مجهول بدانيم « 1 » شامل بحث تضاد نخواهد شد ، زيرا معقولات ثانيه به اصطلاح منطق ، مفاهيمى هستند كه هم عروضشان بر موضوعات و هم اتصاف موضوعات به آنها هر دو در ذهن باشد مثل كليت و قياسيت و . . . به خلاف معقولات ثانيهى فلسفى كه اگر اتصاف موضوعات به آنها در خارج باشد اشكالى ندارد ؛ ( مثلًا وحدت و كثرت در اصطلاح فلسفه از معقولات ثانيه است ولى در منطق چنين نيست . و چون اتصاف اشياء به ضدّيت ، در خارج است هر چند عروض اين صفت بر موضوعات در ذهن بوده ، ضدّيت چيزى نيست كه در خارج عارض شود ، از معقولات ثانيه منطقى نمىباشد ) ولى مىتوان گفت منطق از معقولات ثانيهى موصله به مجهولات بحث مىكند مانند معرّفيّت و قياسيّت . همينطور بحث از مقدمات معقولات ثانيهى مزبور ، بحث از قضايا و خصوصيات آنها و از جمله انواع تقابل اينها بحث از مقدمات معقولات موصله است ، « 2 » و گرنه بحث از قضيه و اجزاء آن در تصديقات و بحث از كليّت و جزئيت و اقسام كلى هم بحث از معقولات ثانيهى موصوله به مجهولات نيست - دقت فرمائيد - .
بنابراين بحث تضاد ، از اين نظر كه جزو بحث تقابل است و آن هم مقدمهى معقولات موصوله است هم جزو مباحث منطق است و هم از
هامش
( 1 ) - / موضوع علم منطق مسلماً معقولات ثانيه است ؛ البته معقولات ثانيهى منطقى و به تعبير ديگرمعقولات ثانيهى موصل به مجهول ، تعبير ديگرش معلومات تصورى و تصديقى موصل به مجهول است ؛ اينها همه يك چيز را مىگويند . به « المنطق المقارن » و « مقصود الطّالب » رجوع شود
( 2 ) - / مرحوم سبزوارى مىگويد :
والبحث عن موصل او مقدّمه تصديقاً او تصوراً قد قسّمه .
بحث از موصل و يا مقدّمهى موصل چه تصديق و چه تصور منطق را تقسيم مىكند