گونه تناقض و تضادى ندارند .
5 - تناقض در جنگ
مائو مىگويد : « در هر جنگ پيشروى و عقب نشينى وجود دارد ؛ چه جنگ در طبيعت و چه در انسانها ؛ تكامل انسانها در همين تناقض وجود دارد . . . »
برخى از نويسندگان مسلمان معاصر نيز خواستهاند همين معنى را از آيهى 17 سورهى انبياء در قرآن كريم استفاده كنند : « بل نقذف بالحقّ على الباطل فيدمَغُهُ » ؛ حق را بر باطل مىكوبيم سپس آن را از بين مىبرد .
ولى شما خود فكر كنيد عقب نشينى در يك طرف و پيشروى در طرف ديگر ، يا هر دو در يك طرف ولى در دو زمان ( بهطور حقيقى يا تاكتيكى ) چه ربطى به تناقض و تضاد دارد ؟ ! تطبيق اين آيهى قرآن بر تضاد هم چيزى جز مكتبزدگى خاصى نيست .
6 - تناقض در قضايا
لنين مىگويد : « حداقل تناقض در يك قضيه ، جمع خاص و عام در يك قضيه مىباشد . حسن نام خاص و جزئى است كه موضوع قرار گرفته و ايستادن يا سياه چهره بودن يا هر مفهوم ديگر . . . نام عام و مفهوم كلى است . . . » .
و شما مىدانيد كه كليت در محمول با جزئيت در موضوع هيچ گونه تناقضى ندارد .
به نظر مىرسد اساس همهى اين اشتباهات از آنجاست كه اين آقايان نه معناى تناقض و تضاد و شرايط آنها را درك كردهاند و نه مفهوم و معناى « يك » را . دو نقيض در يك جا جمع شدهاند به چه معناست ؟ يعنى در يك