تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
به فرض كه شب و روز هر دو امرى وجودى باشند ولى آيا شب و روز در يك زمان جمع مىشوند كه جمع ضدين حساب شود ؟ 3 - « ولولا دفع اللَّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض . . . « 1 » : اگر اين نبود كه خداوند مردم را با دست خودشان دفع مىكند زمين به فساد كشيده مىشد . . . » . گفته‌اند يعنى درگيرى افراد و قطب‌هاى جامعه‌ها بر اساس تضاد . ولى آيا دو حالت ضد در يك فرد و يا حتى در يك قطب جمع شده‌اند ؟ يا در دو گروه هستند ؟ درست است كه دو قطب جزو يك جامعه هستند ولى جامعه مگر يك واحد حقيقى خارجى است ؟ گفتيم دو ضد در يك مكان حقيقى جمع نمىشوند . اين چه ربطى به دو قطب جامعه دارد ؟ 4 - « ونفس وماسوّيها . فألهمها فجورها وتقوايها « 2 » : سوگند به جان و قدرتى كه آن را آراست و انحراف و پرهيز را به او الهام نمود » . گفته‌اند فجور و تقوا دو ضد هستند كه در انسان جمع شده‌اند و اين آيه‌ى كريمه اصل تضاد را مىگويد . اين آقايان دقت نكرده‌اند كه منظور از فجور و تقوا در اين آيه استعداد آن دو در نهاد انسان است . زمينه و امكان استعدادى تقوا و نيز انحراف در انسان موجود است ؛ مثل اين كه زمينه و استعداد جوجه شدن و گنديدن در تخم مرغ موجود است كه در حقيقت به علت اين است كه حركت تكاملى ، ذاتى ماده نيست و ماده كه زمينه‌ى تكامل را دارد ممكن است بر اثر دخالت عوامل خارجى و ميكربها از مسير تكامل منحرف شده به راه فساد كشانده شود ؛ يعنى اين كه مىگويند : حركت تكاملى ، بر اثر تضاد داخلى و جبرى و بدون دخالت عامل خارجى است ، باطل است . و اين
هامش
( 1 ) - / بقره / 251 ( 2 ) - / شمس / 8 - 7