كتاب با وجود سبك انگليسى مآبانهاش كتابى است كه اساس بيولوژيكى نظريه ما را در نهان دارد » « 1 » و نيز در نامهاش به لاسال در سال 1861 مىنويسد : « كتاب داروين براى من بسيار مهم است و آن را به عنوان پايهى بيولوژيكى مبارزهى طبقاتى در تاريخ مىپذيرم » « 2 » انگلس هم بر سر قبر ماركس چنين گفت : « همچنان كه داروين قانون تحوّل آلى را كشف نمود ماركس نيز قانون تحولات جوامع انسانى را كشف كرد » . « 3 »
مىگويند ماركس مىخواست يك جلد كتاب كاپيتال خود را به داروين تقديم كند ولى داروين طى نامهاى اين تقديم را نپذيرفت ( شايد به اين جهت كه حملهى مستقيم به مذهب را نمىتوانست بپذيرد ) .
پيروان اصول ديالكتيك فقط به بيان مكتب خود قناعت نكرده منطق كلاسيك به اصطلاح ارسطويى را شديداً مورد انتقاد قرار دادند كه چرا تناقض و تضاد را محكوم مىكرده است ! موريس كونفورت منطق قديم را به اين جهت كه منطق « يا اين يا آن است » محكوم مىكند ! و ژرژپوليستر مىگويد : هرگاه صحيح و غلط را در نظر بگيريم ما فكر مىكنيم كه بين اين دو هيچ گونه وجه مشتركى وجود ندارد . صحيح صحيح است و غلط هم غلط . اين همان نقطه نظر يك جانبه است كه دو چيز مخالف را به طور قطع از هم جدا مىكند و مرگ و زندگى را مغاير يكديگر مىداند ! مثلًا ديده مىشود كه مىگوييم باران گرفت و بسا مىشود كه حرف ما تمام نشده باران مىايستد . اين جملهى ما وقت شروع صحيح بود منتها بعداً تبديل به اشتباه شده است صحيح به اين طور تبديل به غلط و خطا مىشود » . « 4 »
هامش
( 1 ) - / ماركس و ماركسيسم ، به قلم آندره پيتر ، ترجمهى ضيائيان و كتاب ماركس و ماركسيسم
( 2 ) - / همان
( 3 ) - / دانش و ارزش ، ص 151
( 4 ) - / اصول مقدماتى فلسفه