خداى خالق جهان برود ، علّت حركت و نظم جهان را در درون جهان يافت و آن هم تضاد و تناقض ميان اشياء و در دل هر شىء مىباشد ، مائو گفت :
قانون تضاد پر اهميتترين قانون بنيادى ديالكتيك ماترياليسم است . و لنين مىگويد : ديالكتيك به معناى دقيقش همان آموزش تناقض در درون اشياء است . . . اين قانون جوهر ديالكتيك است .
و بنا بر آنچه گفته شد اصل امتناع تناقض كه يكى از اصول مهم منطق است از ميان مىرود و خواه ناخواه به دنبال آن اصل هو هويّت ( امتناع سلب الشّىء عن نفسه ) نيز به همين مصيبت دچار مىشود ؛ زيرا هو هويّت با امكان تناقض و امكان اين كه شيىء هم خودش باشد و هم نباشد جمع نمىشود .
به علاوه از اين نظر هم كه ژرژپوليستر تصور مىكند كه اصل هو هويّت به معناى يكسان ماندن و حركت نداشتن است . نامبرده مىگويد : « يكسان ماندن به معناى يكجور ماندن و تغيير شكل ندادن است . اكنون بايد ديد كه از اين خاصيت متافيزيك ( يكسان ماندن ) چه نتايج عملى به دست مىآيد . . . » با مبانى ديالكتيك كه همه چيز را در حركت مىبيند جور نمىيايد .
تضاد و تناقض در منطق و فلسفه
ديالكتيسينها نوعاً ميان تضاد و تناقض فرق نگذاشتهاند . اصل مزبور را گاهى اصل تضاد و گاهى اصل تناقض ناميدهاند و گاهى هر دو را ذكر كردهاند .
تضاد يك معناى حقيقى دارد كه مورد توجه دقيق فلاسفه است و يك معناى تسامحى كه احياناً طبق اصطلاح عاميانه به كار مىبرند . بايد معين شود كه كدام را مىگويند .