مىشود و گاهى توقف و ركود دست مىدهد ليكن البته اين حركتهاى انحرافى بالاخره دوباره در مسير تكاملى قرار مىگيرد ، ولى اين طور نيست كه هر حركتى كلًا حركت تكاملى باشد .
به نظر مىرسد آقايان مىخواهند با اين نظرات قطع مراحل اقتصادى خودشان را حركت قطعى و تكاملى جامعهها قلمداد كنند و شما خود مىدانيد كه تكاملى اقتصادى آقايان نه در روسيه تحقق يافت و نه در آلمان و انگلستان ، بلكه كاملًا برعكس نظريه ماركس در اين كشورها شد . « 1 »
3 - اصل جهش
پيروان ماترياليسم ديالكتيك مىگويند حركت تكاملى طبيعت به طور ساده و تدريج و بدون انقلاب نيست ، همواره حركت ، ابتدا تدريجى و ساده است ولى به نقطهاى مىرسد كه ناگاه جهش و انقلابى رُخ مىدهد .
حركت نه دايرهاى است و نه تكرار يك امر ساده ؛ بلكه حركت تكاملى و پيشرفت ، به طور جهش و سريع پس از يك جريان ساده مىباشد . جريان ساده را حركت كمّى و نقطه جهش را حركت كيفى اصطلاح مىكنند . « 2 »
دربارهى اين اصل بايد آقايان استيضاح شوند كه حركتهايى كه با تدريج و بدون جهش به نتيجه مىرسند چگونه توجيه مىشوند ؟ هستهاى كه تدريجاً با حركت تكاملى خويش درخت مىشود ، نطفهاى كه انسان مىشود ، كودك كه جوان و پير مىشود ، نقطهى جهش و به اصطلاح حركت كيفى اينها كجاست ؟
هامش
( 1 ) - / از جمله به درسهاى تاريخ ويل دورانت ، ترجمهى بطحايى ، ص 82 ، رجوع شود
( 2 ) - / ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى ، به قلم استالين ، چهار مقالهى فلسفى مائو ؛ ماترياليسم ديالكتيك دكتر ارانى و . .