منطق تصورات را از تصديقات جدا مىكنند و اشياء را در حال جدايى از يكديگر ديده در بحث معرّف خصوصيات معرّف هر شىء را بيان مىكنند كه بايد مساوى با شىء باشد نه اعم و نه اخص ، مگر همه جهان در ارتباط با هم نبوده و يك واحد را تشكيل نمىدهند ؟
در زمان ما عده زيادى هم پيدا شدهاند كه هرچند مبانى ماترياليستى فلسفه ماركس و مبانى اقتصادى او را نيز قبول ندارند ، مبانى ديالكتيك و بهخصوص حركت بر اساس تضاد و تناقض را مىپذيرند و تأييداتى هم از متون مذهبى اسلامى و بهخصوص قرآن و نهجالبلاغه براى آن مىآورند و بدين جهت هم ضرورت دارد كه مبانى ديالكتيك و از جمله اين بحث ( اصل ارتباط ) از مباحث شناخت بهخوبى روشن شود .
1 - اصل ارتباط
دربارهى اصل اول كه به تعبيرهاى مختلفى چون روابط عمومى اشياء ، و تأثير و تأثّر متقابل اشياء ، و . . . بيان مىشود ، اين طور مىگويند : طبيعت ، تعدادى اشياء روى هم انباشته شده و بىارتباط و حوادثى جدا از يكديگر نمىباشد ؛ طبيعت مجموعهاى به هم پيوسته از اشياء و پديدهها مىباشد ، اشياء و حوادث همه با هم مرتبطند و مانند اعضاى يك بدن به هم وابسته مىباشند . و به همين جهت در روش شناخت هم بايد مرتبط و پيوسته در نظر گرفته شوند و اگر جداگانه مورد توجه قرار گيرند قابل درك نمىباشند ، شيوهى ديالكتيكى از ما مىخواهد كه هميشه اشياء را نه به صورت ايزوله بلكه در ارتباط متقابل با اشياء ديگر در مناسبت با شرايط و اوضاع و احوال بالفعل هر دو مورد ملاحظه كنيم . . . . « 1 »
هامش
( 1 ) - / ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى ، به قلم استالين ، آنتى دورينگ ، به قلم انگلس ؛ ماترياليسم ديالكتيك ، به قلم موريس كونفورت