تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
اقتصادى بسته‌اند . كائوتسكى هرچند ابتدا با روش تجديد نظرطلبى برنشتاين مخالفت مىكرد ليكن تدريجاً در سال‌هاى ( 14 - 1910 ) به سوى رفرميسم و اصلاح‌طلبى پيش رفت و حتى كوشيد در صحنه عمل از تضاد شديد بورژوازى و پرولتاريا بكاهد . ليكن در اين ميان انقلاب 1917 روسيه به رهبرى لنين شرايط ديگرى به وجود آورد ؛ لنين بر ميراث علمى و عملى ماركسيسم چيز تازه‌اى افزود و آن استفاده‌هايى بود كه از دانش‌هاى طبيعى و اجتماعى و تاريخى نوين به دست آورده بود پس از مرگ لنين و روى كار آمدن غاصبانه استالين ، ماركسيسم در شكل ايدئولوژيش حالت پس‌رفت داشت و هيچ‌گونه پيشرفت چشم‌گيرى نداشت . گئورگ لوكاچ ( 1971 - 1885 ) مجارستانى و ارنست بلوخ آلمانى ( 1885 ) جزو بزرگ‌ترين انديشمندان نئوماركسيسم هستند .

اصول ديالكتيك ماركسيسم

به هر حال تفكر ماركسيسم ديالكتيك عمدتاً در قسمت شناخت بر اساس 4 اصل قرار دارد : 1 - ارتباط عمومى جهان . 2 - عموميت حركت تكاملى . 3 - حركت در عالم تدريجى و سپس دفعى و جهشى است . 4 - عامل حركت تناقضات و تضادهاى داخلى اشياء هستند . و اين 4 اصل به طور اصولى يك مطلب را مىرسانند و آن حركت عمومى كل جهان است ؛ ولى حركت تقسيم به دفعى و تدريجى شده و عامل حركت هم بيان شد كه درگيرىهاى داخلى هر شىء است . سردمداران اين مكتب ضمن تحكيم مواضع خود شديدترين حملات را نيز به منطق و فلسفه‌ى كلاسيك مرسوم نموده‌اند ، كه چرا تضاد و تناقض را باطل مىدانند ، مگر جهان همه‌اش تضاد و تناقض نيست ؟ و چرا در