تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

بررسى نظريه‌ى گورويچ

همان‌طور كه دريافت نموديد اساس نظر گورويچ دو چيز است : 1 - نفى جزم گرايى جاهلانه و كوبيدن قطع‌هاى عاميانه . 2 - اثبات واقعيت فقط از طريق تجربه دقيق . قسمت اول كه يك دستور اخلاقى براى تفكر است ، صرفاً يك سفارش است ، براى ما كارى انجام نمىدهد و براى رسيدن به يك مطلوب برنامه‌اى محسوب نمىشود ، حالا كارى به اين نداريم كه يك سفارش كلى است كه كم‌تر كسى عمل مىكند و حتى خود جناب گورويچ در همين گفته جزم گرايانه‌اش در كوبيدن جزم‌گرايى ! در عين حال علماى منطق قديم نيز آن را گفته‌اند و يكى از « انحاء تعليميه » را همين مىدانند و زير عنوان « برهان » ذكر كرده‌اند ، سفارش كرده‌اند به هيچ مطلبى اعتقاد پيدا نكنيد تا دليل يقينى برهانى بر آن بيابيد . قسمت دوم كه انحصار يقين در تجربه است مطلبى است كه عدّه بسيار زيادى از دانشمندان شرق و غرب گفته‌اند و نه تنها مطلب درستى نيست كه حتى خودشان هم اعتقادى به اين حرفشان ندارند ! مگر آن‌ها وقتى مسئله‌ى 4 / 2 * 2 را در نظر مىآورند يا بيان مىكنند با تجربه ثابت مىكنند و يا وقتى به اين مطلب برمىخورند كه هر كلّ از جزء خود بزرگ‌تر است ؟ ! ناگفته نماند كه گورويچ روش خود را روش ديالكتيكى ناميده است و حتماً بر اين اساس كه ديالكتيك روش تحول است و گورويچ هم مثل هر كسى فقط روش خود را تحول فكرى مىداند و به همين جهت است كه مىگوييم ارسطو هم مىتواند روش خود را روش ديالكتيكى بنامد ، حتى در خصوص قسمت منطق صوريش ، ولى اگر ديالكتيك فقط روش تحول فكرى از دورن و بر اساس حركت از تضادها باشد در اساس و زير بناى