قضاياى يقينى از درون موضوع بيرون مىآورند . اينها همه شبيه روش ديالكتيكى سقراط مىباشند هرچند اصطلاح مامايى و قابلگى را فقط به سقراط دادهاند ، ما اصرمار هم نداريم كه ديالكتيسين زياد كنيم ، ولى حقيقت اين است كه حصر عنوان ديالكتيك در روشهاى مشهور به اين نام وجهى ندارد .
ديالكتيك گورويچ
گورويچ پروفسور معروف « 1 » روش فكرى خود را ديالكتيك حقيقى مىشمارد ، وى اساس ديالكتيك حقيقى را نفى هر گونه جزمگرايى مىداند و انواع ديالكتيكهاى ادعايى را كه در عين حال جزمگرا هستند محكوم نموده خارج از حقيقت ديالكتيك مىشمارد ؛ مىگويد : همهى اين ديالكتيكها با نوعى تفاوت ، بردگان حلقه بهگوش جزميت شدهاند ؛ با اين كه وظيفه حقيقى ديالكتيك مبارزه با هر گونه جزمگرايى و ويران ساختن كليه مفاهيم اكتسابى و متمركز است ، يك ديالكتيك صحيح بايد نه روحى ، و نه مادى ، و نه عرفانى بوده ، هيچ اكسيرى نداشته باشد ، هنرنمايى در مناظره و اغفال و خطابه نباشد ؛ مدّاحى مواضع فلسفى پيش ساخته نباشد و فقط آنچه را كه با تجربه دقيق ثابت شود بپذيرد تا بتواند واقعيت را كما هو حقه دريابد . « 2 »
هامش
( 1 ) - / استاد گروهى از نويسندگان محقق معاصر ، از جمله دكتر شريعتى كه مىگويد : . . . همه مراگورويچ شناس مىناميدند ، در كلاس جامعهشناسى بچهها مرا از مريدان و خواص گورويچ و شيفتگان و نزديكان فكرى او مىخواندند ، هر وقت به من مىرسيدند به شوخى به گورويچ متلك مىگفتند . . . اين يهودى كمونيست سابق فرارى روس كه زندگيش به افسانه شبيه بود با لنين و تروتسكى همكار و همرزم بود و بعد با استالين در افتاد و بعد ، 20 سال را در اروپا و امريكا از دست فاشيستها كه براى سرش جايزه تعيين كرده بودند فرارى بود و نيز از دست كمونيستهاى استالينى ؛ گورويچ نابغهى جامعهشناسى دنيا بود . . . اما لوئى ماسينيون چيز ديگرى بود . . . ( كوير ص 83 )
( 2 ) - / ديالكتيك يا سير جدالى ؛ به قلم گورويچ ، ترجمهى دكتر حبيبى