مندرجهاش تجزيه نمودهايم ؟ ! و در روش تجربى از كجا مىفهميم كه به متد صحيح تجربه در اين مورد خاص عمل كردهايم يا نه ؟ هر چه آنجا مىگوييد ما هم اينجا مىگوييم .
واقعيت اين است كه تكرار اين سفارشات كلى و ممارست بر قواعد منطقى ، انسان را دائماً متذكر و متوجه قواعد مزبور مىكند و در نتيجه موارد خلاف آن را فوراً متوجه مىشود .
3 - مىگويند : « اگر روش منطقى مرسوم ارزش داشت بايد عصر ارسطو از نظر اكتشافات علمى درخشانتر از عصر ما باشد . . . » خوب ، ما هم مىگوييم اگر روش ديالكتيكى پيشنهادى شما ( تجربى و غيره ) صحيح است بايد همه اكتشافاتى كه بعدها به وجود مىآيد همين الآن كشف شود ؟ و اگر روش ديالكتيكى هگل و ماركس ( كه باز هم اساسش در مباحث شناخت ، همان تجربه است ) صحيح است بايد همهى اكتشافات بعدى همان وقت كشف شده باشد ! ! !
آقا مگر اكتشافات علمى فقط يك جهت دارد آن هم روش فكرى منطقى ؟ ! روش فكرى يكى از جهات اكتشافات است نه همه آنها ؛ مهمترين عامل اكتشافها و اختراعها احساس نياز جامعه است كه تدريجاً با گسترش جامعه به وجود مىآيد .
4 - در قسمت تصورات و تعريفات هم اشكال اين آقايان وارد نيست ؛ در منطق كلاسيك مرسوم فقط به ذكر نظم و ترتيب يافتهها و دريافتها قناعت نشده است ؛ راه كشف ذات و ذاتيات اشياء نيز بيان شده است و اين راه هم فقط اين است كه اجناس و فصول يك شىء را به طورى كه در منطق و فلسفه در بحث « معقولات ده گانه » « 1 » ، بيان كردهاند از گفتهى
هامش
( 1 ) - / شرح اينجانب بر منظومهى سبزارى ، ص 105