نشان نمىدهد ؛ منظورم مورد تفكر نيست تا بگوييد اين همه دستور به نظر در تاريخ و طبيعت داده است بلكه منظورم برنامه تفكر است كه فكر كردن يقينى چگونه انجام مىشود ؟
مىگوييم اين نشان ندادن برنامه تفكر با اين همه اختلافها كه ميان انديشمندان منطقى ديالكتيكى و يا به اصطلاح متافيزيكى است دليل اين است كه تنها يك راه تفكر طبيعى وجود دارد كه قرآن هم همان را مىگويد و همان است كه برهان است « 1 » و تدبر است « 2 » و تعقل است « 3 » و ميزان است « 4 » و قسطاص مستقيم است . « 5 »
سخن ديگر اين كه مىپرسيم آيا روش ديالكتيكى طبق طبع انسان است يا بر خلاف طبيعت انسانى ، اگر طبيعى است كه همان مىشود و اشكال آقايان پيش مىآيد كه فطرى است و احتياج به گفتن ندارد ! و اگر نيست و بايد با دليل فكرى برايمان ثابت شود آن وقت با كدام روش فكرى مىخواهيد اصل روش فكرى را ثابت كنيد ؟ !
2 - مىگويند ( و در عبارات گذشته ديديم ) : « در بحث مواد قياس فقط سفارش كلى مىشود كه مواظب باشيد يقينى باشد . . . و اين سفارش كلى به درد تشخيص موارد خاص نمىخورد . . . » مىپرسيم مگر روشهاى ديالكتيكى دستورهايى كلى نيست ؟ ! در روش ديالكتيكى دكارت و راسل از كجا مىفهميم كه در اين مورد خاص ، مشكل خود را به همهى اجزاى
هامش
( 1 ) - / « قل هاتوا برهانكم » ؛ بقره ، 111 و انبياء ، 24 و نمل 64 و قصص 75
( 2 ) - / « ليدبّروا آياته » ؛ ص ، 29
( 3 ) - / « لعلّكم تعقلون » ؛ بقره 73
( 4 ) - / « نضع الموازين القسط » ، انبياء ، 47
( 5 ) - / وزنوا بالقسطاص المستقيم ؛ اسراء ، 35 . بايد توجه كنيم كه مفاهيم قرآنى عام است و اين وزن و توزين منحصر در وزن اجناس مادى نمىباشد ؛ به كتاب شناخت قرآن به قلم اينجانب ، رجوع فرماييد