ارسطو براى مغلوب كردن سوفسطائيان عصر خود تنظيم كرده و فلاسفه پس از او آن را مسلم گرفته و مادر علوم خواندهايم ارزش متناسب و معتنابهى ندارد » . « 1 »
در مطالبى كه اين نويسنده بيان كرده وقتى خوب دقت شود مىبينيم جمعآورى مطالبى است كه ديگر نويسندگان غربى و شرقى از سالها و قرنها پيش بيان كردهاند مانند دكارت فرانسوى و بيكن و حتى استوارت ميل انگليسى ( با اين كه مدافع ارسطو نيز شده است ) و پيروان ماترياليسم ديالكتيك ، و محدث استرآبادى و ديگر اخباريون هم مسلكش ، و بسيارى از نويسندگان معروف دههى چهارم و پنجم همين قرن كشور خودمان . . . . « 2 »
از نظر اين گروهها و شخصيتها منطق كلاسيك مرسوم هيچ گرهى را نمىگشايد ، و تحول علمى نمىآفريند ، و بنابرين ثابت و جامد است و حالت ايستايى مىآورد ، به قول دكتر تقى ارانى ( نويسندهى ماركسيست در دههى دوم قرن حاضر ) : « در منطق استاتيك ( جامد ) قديم تصورات را از تصديقات جدا مىكردند ، و همين جدايى موجب ثبات و جمود مىشد ؛ در منطق ديناميك ( با تحول درونى ) تصور از تصديق جدا نيست ، در دل هر تصديقى تصوراتى است و در دل هر تصورى تصديقهايى ضمنى نهفته است » .
ما در بررسى اقسام روش ديالكتيكى خواهيم ديد كه نياز به منطق كلاسيك مرسوم اجتنابناپذير است ، نام قديم بودن ، يا ارسطويى بر آن گذاشتن به هيچ وجه در نياز ما تغيير نخواهد داد ولى در اينجا چند نكته
هامش
( 1 ) - / فلسفهى شناخت آقاى على تهرانى ، ص 116 و . . .
( 2 ) - / به المنطق المقارن ، ص 19 ( چاپ دوم ) و شرح منظومه ( چاپ دوم ) به قلم نويسنده ، مراجعه شود