تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نامبرده به محدوديت ديگرى نيز اشاره مىكند : « بالاخره يكى ديگر از مواردى كه كميت علم درباره‌ى آن لنگ و پايش چوبين مىنمايد مسأله‌ى تشخيص خوب و بد كردار و اعمال بشر است . اين كه آيا اخلاق علم است يا نه ، محل گفتگو و بحث است و اگر هم علم محسوب شود نوع مخصوصى از علم خواهد بود ، زيرا كه در هيچ يك از علومى كه تا به حال مطالعه كردم قاعده و دستور براى طرز رفتار و كردار بشر تعيين نمىكنند و فقط چگونگى امور را آن طور كه هست ، بيان مىنمايند نه آن طور كه بايد باشد ، و بهتر است كه باشد ، و چون بشر احتياج دارد به اصول و دستورهايى كه طرز رفتار و كردار او را معين سازد و طريق صواب را ارائه كند ، و علم از برآوردن اين منظور عاجز است ، بحث ديگرى كه به نام اخلاق مىخوانند لازم و ضرورى است » . « 1 » با دقت در كلمات محدود كنندگان قدرت شناخت ، كه منكر اعتبار فلسفه‌ى تعقلى نيز هستند معلوم مىشود كه عمدتاً به چهار مطلب توجه دارند : 1 - اين كه عناصر اوليه ذهن انسان همان ادراكات حسى هستند و عقل فقط آن‌ها را تنظيم مىكند و اگر هم مانند كانت معتقد به عناصر ذهنى پيش از حس باشند فقط تركيب آن عناصر را با حسيات مفيد مىدانند . آنگاه مىبينند كه مسائل فلسفه تعقلى حسى نيستند كه بنفسه يا با تركيب عناصر پيش ساخته ذهن ، اعتبارى داشته باشند به همين جهت فلسفه را خارج از حدود شناخت مىشمارند . 2 - از اين جهت كه تجربه‌گرا هستند و فقط شناختى را اعتبار مىدهند
هامش
( 1 ) - / فلسفه‌ى علمى ، ص 238
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 232 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي