رشتهى قابل توجهى از كنگرهها در سال 29 و 30 و 34 و 35 تا 39 م در كشورهاى مختلف اروپا در بزرگداشت آن تشكيل يافت . ولى سپس قدرى رو به ضعف نهاد . . . ليكن همچنان با اهميت بسزايى باقى ماند و هنوز هم يكى از مكتبهاى مهم فلسفه معاصر بهشمار مىرود . نمايندگان اصلى آن همه آلمانىاند و در رديف نخست بايد از كارناب ( متوفى 1970 ) نام برد .
هانزرايشنباخ نيز در كنار وى قرار دارد .
بيرون از آلمان ، نوپوزيتيويسم تنها در انگلستان نفوذ بسيارى به دست آورد . از جمله رهبران اين مكتب لودويگ ويتگنشتاين ( متوفى 1951 ) شاگرد و دوست راسل مىباشد . نامبرده در دوران زندگيش تنها يك كتاب فلسفى منتشر كرد رسالهى ( منطقى فلسفى ) . پس از مرگش شاگردانش اثر مهم ديگرى از وى با عنوان پژوهشهاى فلسفى منتشر كردند .
ويتگنشتاين تصريح مىكرد كه واقعيت فقط به وسيله دانشهاى طبيعى قابل تحقيق است ، فلسفه نمىتواند اصول نظريات باشد و فقط يك فعاليت است . وى از آنجا كه تحقيقات در غير دانشهاى طبيعى را خارج از حدود علم مىدانست دربارهى زبان هم ( در برابر نظريات مختلفى چون مبنا بودن نيازهاى اجتماعى و يا وضع و قرارداد رهبريت قبيلهاى و غيره و دربارهى نوع اشارت زبان و عمق و صحت اشارات عقلانى مفاهيم ) نتوانست يك تحليل منطقى به دست بدهد . از طرفى همهى پرسشها فلسفى را نيز به تحليل منطقى خويش دربارهى زبان - كه معتقد بود انسان نمىتواند به نحوى با معنى دربارهى زبان سخن بگويد - برمىگرداند و در نتيجه همهى مسائل فلسفى را يك سلسله مسائل دروغين منطقى تصوير مىنمايد . نامبرده در رسالهى « منطقى - فلسفى »
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 229
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٢٩