در اين زمان به روش دو مرحله پيشين كار مىكنند انسانهاى عقب افتاده هستند » ! « 1 »
ديگر از روساى اين مكتب « سن سيمون » مىباشد . اينها و اصولًا همهى پوزيتيويستها معتقد به اصالت پديده هستند ( هرچه هست عين پديدارهاست و نبايد ذات و پديدار را از هم جدا كرد . ما اساساً هيچ راهى به ذات نداريم ) و معتقد به اصالت وجود هستند ( اصالت وجود معناهاى متعددى دارد . اشتباه به نظريهى فلسفهى اسلامى در اصالت وجود نشود .
اينجا منظور اين است كه چيزى را مىپذيرند كه تجربه ، آن را در صحنهى وجود بپذيرد نه كلياتى كه مصاديق واقعيش را نتوانيم با تجربه ببينيم ) .
اينها معتقد به وحدت روش بنيادى علمى بوده ، همهى اصول تحصيل شناخت معتبر را يكى مىدانند ، هرچند به طريق مختلفى بيان شود . و به هر حال طبق دو اصل اول ، معيارهاى ارزشى و قضاوتهاى ارزشى بر اساس حسن و قبح را نيز منكرند .
نوپوزيتيويستهاى جديد نيز بر همين اساس ، فلسفهى تعقلى را مردود دانستند و علم را محدود به ظواهر دانستند كه امكان تجربه دارد و به همين جهت هم غالباً ماترياليست هستند . مكتب نئوپوزيتيويستى كه يگانه دستاورد واقعى جنبش تجربهگرايى معاصر به شمار مىرود به پوزيتيويسم كلاسيك « كونت و ميل » و پس از آن به « آمپريسم » يا تجربهگرايى انگلستان در سدهى هجدهم باز مىگردد .
اين مكتب از يك حلقهى درس ( سمينار ) « موريتس اشليك » ، آغاز به كار كرد و در سال 1929 زير نام « دائرهى وين » تشخّص يافت و سپس
هامش
( 1 ) - / سير حكمت در اروپا