مقولات ماهوى ، و چه در ماوراء طبيعت ، چون بحث از خدا و مجردات ، و چه در قوانين حاكم بر جهان هستى ، چون مقولات فلسفى ، به اين جهت كه خارج از محدودهى واقعى شناخت فكرى انسان هستند ، اعتبارى ندارند و از محدودهى كار علم خارج مىباشند » .
با اين بيان بهخوبى روشن مىشود كه در اين مكتب فلسفهاى ارزش دارد كه فقط در ظواهر بحث كند ، يعنى در حد رابطه دادن علوم با يكديگر .
راه حسّيون خيلى روشن و صريح است ، زيرا آنها از طرفى همهى ادراكات را حسى مىدانند و از طرفى مىدانند كه كار حواس محدود است و همه چيز را درك نمىكند . اگوست كنت فرانسوى مىگويد : « تاريخ بشر از نظر تفكر سه دوره داشته است : مرحلهى افسانه و خيال ، مرحله عقل و فلسفه ، مرحله علم و حس . اولى در دوران جاهليت و توحّش بشر بوده است . از ويژگىهاى اين دوره ، خيال بافىهاى تعدّد خدايان است كه هر چيزى را به ربّ النّوع و خداى جداگانه و ارواح خير و شر نسبت مىدادهاند . در مرحلهى دوم روش توجيههاى فلسفى و بيان قواى باطنى انسان به عنوان مبدأ امور و عليت آنها مورد توجه بشر قرار گرفت . اين روش هم ، كه متكى به روش عقلانى بود ، باطل است . انسان در مرحلهى سوم فقط روابط اشياء محسوس را مورد توجه قرار داد و مجهول خود را در نفس حوادث روشن طبيعت يافت و در اين مرحله است كه نظريات انسان جنبهى ثبوتى و تحققى پيدا كرد » .
اصطلاح فلسفهى پوزيتيويسم كه از اگوسنت كنت به يادگار مانده است به همين معنى است . او خود را مبتكر اين فلسفهى تحقيقى مىداند و همگان را دعوت به پيروى از اين روش مىنمايد و معتقد است : « كسانى كه
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٢٧