تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
همچون سيبى كه چون برسد ديگر به درخت نياز ندارد و اگر آن را نچينند خود به روى زمين مىافتد ، و آنگاه روحِ مجرد مىماند و محتوايش از علم و ملكات . حافظ حكيم ، همين تجرد علم و ثبات آن را ، مىگويد :
گوهر معرفت اندوز كه با خود ببرى * كه نصيب دگران است نصاب زر و سيم

حدود علم

بحث درباره اهميت علم ، بحثى زائد است . به قول ارنست رنان ( متوفى 1892 ) : « سعى در نشان دادن جنبه‌ى قدس علم ، امرى است بيهوده ، زيرا كه فقط كسانى مىتوانند در آن ترديد كنند كه اصلًا منكر مقدسات باشند » . « 1 » هر گاه كه كسى بحث از قداست علم مىكند ، همه‌ى مستمعين آن را تكرارى و غيره مفيد محسوب مىدارند . بحثى كه هست اين است كه علم تا كجا مىرود ؟ يعنى تا كجا قدرت رفتن دارد ؟ دايره‌ى شناخت انسانى تا كجا كشيده شده است ؟ عده‌اى معتقدند : شناخت فكرى انسان فقط در محدوده‌ى ظواهر و فنومن‌هاست و در مسائل عقلى و ماوراء طبيعت فقط بايد شهود و اشراق را به كار گرفت . علم نمىتواند از دايره حوادث و ظواهر و عوارض ، يعنى پديدارها ، خواه خارجى و خواه درونى ، اعم از مادى و معنوى ، تجاوز كند و از سر حد نفسانيات و جهان ، قدم فراتر نهد . ماوراء طبيعت قلمرو امور غير قابل تحقيق است . درباره‌ى امور مربوط به آن قلمرو تنها مىتوان اظهار عقيده و رأى كرد . اما بيان حقيقى علمى در باب آن‌ها ميسر نيست .
هامش
( 1 ) - / به نقل فيليسين شاله فرانسوى در كتاب « فلسفه علمى » ، ص 236
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 225 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي