تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
طول و ارتفاع و اين خصوصيت مكانى جسم است . زمان فقط داراى يك اندازه‌گيرى است . . . از گذشته به آينده . زمان برگشت‌ناپذير است » . « 1 » و بنابراين با توجه به دليل‌هاى ياد شده بايد وجود هر گونه شناختى را انكار كنند مگر اين كه با شهامت اعتراف كنند كه موجود منحصر به ماده و مادى نمىباشد . دليل‌هاى مزبور هيچ‌گونه مجامله و مسامحه را نمىپذيرد . احياناً به عنوان يك تساهل مىگويند : « با اين كه شعور بستگى به جريانات فيزيولوژيكى و مادى معينى دارد ولى آن را نبايد در زمره‌ى اين جريانات به شمار آورد . فكر از ماده و مغز انفكاك‌ناپذير است ، اما نمىتوان آن را همانند ماده دانست . به گفته‌ى لنين هرگاه فكر را مادى بناميم ، گامى براى اختلاط ماترياليسم و ايده‌آليسم برداشته‌ايم . گامى است كه اشتباه‌آميز است . فكر صورت اشياء و پديده‌هاى جهان است ، ولى نه صورت مادى ، بلكه صورت معنوى ، ايده‌اى . فكر عكس‌بردارى ساده واقعيت نيست . . . ماركس مىگويد فكر يا هر چيز معنوى عبارت از چيز مادى است كه در مغز انسان جاى مىگيرد و به صورت معنوى درمىآيد » . « 2 » ديگرى مىگويد : گرچه تفكر صفت اختصاصى مغز است ولى به هيچ وجه خود ماده مخصوصى نيست ؛ زيرا اگر تفكر خود نوعى از ماده بود فرق بين ماده و تفكر وجود نداشت » . « 3 » اين گونه عقايد « ليك موشى » « 4 » براى گريز از اعتراف به واقعيت است .
هامش
( 1 ) - / اصول فلسفه‌ى ماركسيسم ، تأليف آفاناسيف ، ص 41 ( 2 ) - / همان ، ص 46 ( 3 ) - / مبانى فلسفه علمى به قلم مهدى سام ، ص 26 ( 4 ) - / گربه شير است در گرفتن موش ليك موش است در مصاف پلنگ يعنى فرار از واقعيت خود فكر ، و بحث از نسبت آن با چيزهاى ديگر