طول و ارتفاع و اين خصوصيت مكانى جسم است . زمان فقط داراى يك اندازهگيرى است . . . از گذشته به آينده . زمان برگشتناپذير است » . « 1 »
و بنابراين با توجه به دليلهاى ياد شده بايد وجود هر گونه شناختى را انكار كنند مگر اين كه با شهامت اعتراف كنند كه موجود منحصر به ماده و مادى نمىباشد .
دليلهاى مزبور هيچگونه مجامله و مسامحه را نمىپذيرد . احياناً به عنوان يك تساهل مىگويند : « با اين كه شعور بستگى به جريانات فيزيولوژيكى و مادى معينى دارد ولى آن را نبايد در زمرهى اين جريانات به شمار آورد . فكر از ماده و مغز انفكاكناپذير است ، اما نمىتوان آن را همانند ماده دانست . به گفتهى لنين هرگاه فكر را مادى بناميم ، گامى براى اختلاط ماترياليسم و ايدهآليسم برداشتهايم . گامى است كه اشتباهآميز است . فكر صورت اشياء و پديدههاى جهان است ، ولى نه صورت مادى ، بلكه صورت معنوى ، ايدهاى . فكر عكسبردارى ساده واقعيت نيست . . .
ماركس مىگويد فكر يا هر چيز معنوى عبارت از چيز مادى است كه در مغز انسان جاى مىگيرد و به صورت معنوى درمىآيد » . « 2 »
ديگرى مىگويد : گرچه تفكر صفت اختصاصى مغز است ولى به هيچ وجه خود ماده مخصوصى نيست ؛ زيرا اگر تفكر خود نوعى از ماده بود فرق بين ماده و تفكر وجود نداشت » . « 3 »
اين گونه عقايد « ليك موشى » « 4 » براى گريز از اعتراف به واقعيت است .
هامش
( 1 ) - / اصول فلسفهى ماركسيسم ، تأليف آفاناسيف ، ص 41
( 2 ) - / همان ، ص 46
( 3 ) - / مبانى فلسفه علمى به قلم مهدى سام ، ص 26
( 4 ) - / گربه شير است در گرفتن موش ليك موش است در مصاف پلنگ
يعنى فرار از واقعيت خود فكر ، و بحث از نسبت آن با چيزهاى ديگر