تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
اين همان بن بست ماترياليست‌ها در مسأله‌ى تحقيق از ماهيت شناخت مىباشد ، از طرفى وجود را منحصر در ماده مىدانند و مجرد را نمىپذيرند ، و از طرفى نمىتوانند مادى بودن فكر را توجيه كنند . « لنين » اعتقاد به تراوش فكر از مغز را ، همانند تراوش صفرا از كبد ، اعتقادى عاميانه توصيف مىكند . « 1 » « احساس ، ادراك ، تصور ، فكر ، امورى هستند كه نمىتوان آن‌ها را ديد يا شنيد يا بوييد يا لمس كرد . . . فكر را نمىتوان در زمان و مكان و به وسيله جديدترين ميكروسكوپ‌ها ديد . . . فكر مانند اجسام مادى داراى خواص فيزيكى نيست » . « 2 » گاهى مىگويند ادراك حالت درونى ماده است ، و گاهى ، انعكاس جهان خارج در مغز است . و گاهى ، ادراك همان طبيعت است كه در ذهن انسان از خودش آگاه مىشود . . . اين‌ها و مانند اين‌ها كه ماركسيست‌ها در برخوردهايشان مىگويند ، چيزى جز ادبيّات شاعرانه نيست . كه براى فرار از مشكلات و از بررسى عميق مسأله ، به ابهام ادبيات پناه مىبرند . ما از اين كه ابزار فكر يك سلسله عوامل مادى هستند غفلت نداريم و حتى بر خلاف فرار وحشت‌انگيز آن‌ها « 3 » معتقديم كه عمل مزبور در مكان و زمان قرار دارد ، ولى هنگامى كه با زمينه‌ها و ابزار ياد شده فكر تولد مىيابد ديگر ماده و عوارض ماده كنار مىروند و فكر ، از علائق ماديت آزد شده ، تجرد مىيابد . قبلًا گفتيم كه براى اثبات تجرّد قوه‌ى ادراكى - روح - علاوه بر آن‌چه اين
هامش
( 1 ) - / ماترياليسم و آپريسم انتقادى . به نقل « المادّية والمذهب التّجربى النّقدى » ( 2 ) - / ماترياليسم ديالكتيكى ، به قلم گروهى از دانشمندان شوروى ( 3 ) - / و بر خلاف نظريه‌ى برخى روان‌شناسان كه مىگويند امور ذهنى مكانى نيستند زيرا نمىتوان‌برايشان نقطه‌ى خاصى از مغز را به عنوان مكان معين كرد ، ليكن زمانى هستند ، زيرا پيدايش و از بين رفتن آن‌ها احتياج به وقت و زمان دارد . يعنى فكر نيمه مادى است ، مكان ندارد ليكن زمان دارد ، اين‌ها هيچ‌كدام جواب آن دليل‌هاى تجرد نمىشوند