تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
كه متعلق به ماده هستند نيز به تبع خود جسم تقسيم مىشوند . مگر اين كه منظورتان يك جور تعلقى تدبيرى مانند تعلق روح به بدن باشد و اين همان تجرد است . روح مجرد هم اين طور به بدن تعلق دارد . دليل‌هاى گذشته همان‌طور كه تجرد شناخت را اثبات مىكند ، تجرد نيروى ادراكى يعنى قوه مدركه را نيز اثبات مىكند . ماده نمىتواند اين ادراكات مجرد را در خود جاى دهد ، مجرد در ماده نمىگنجد . دوباره دليل‌هاى مزبور را دقيقاً مطالعه فرماييد . البته تجرد قوه‌ى مدركه و اثبات يك روح مجرد دليل‌هاى ديگرى نيز دارد كه در بحث از خصوصيات نفس انسانى بايد مورد توجه قرار گيرد . ماترياليست‌ها معتقدند : در جهان هستى جز ماده چيز ديگرى نيست . ماده هم همواره در حركت تكاملى است ؛ همه‌ى اجزاء ماده در يك ديگر تأثير و تأثر متقابل دارند . ماده هم سه شكل وجودى حركت و زمان و مكان را دارا مىباشد و هيچ موجودى ( / ماده ) بدون اين خصوصيات ، تحقق ندارد و به قول انگلس حركت شيوه‌ى موجودات ماده است . هيچ‌گاه و در هيچ مكان ماده بدون حركت وجود نداشته است و وجود هم نخواهد داشت . . . ماده بدون حركت درست همان قدر غير قابل تصور است كه حركت بدون ماده . « 1 » لنين هم خاطر نشان مىسازد كه : « در جهان هيچ چيز ، به جز ماده‌ى در حال حركت ، وجود ندارد و ماده‌ى در حال حركت ، به جز در مكان و زمان ، نمىتواند حركت كند » . « . . . هر جسم مادى داراى سه بعد است . عرض و
هامش
( 1 ) - / آنتى دورينگ ، فصل تكوين ، فيزيك ، شيمى ، به قلم انگلس