تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
توضيح اين كه سطح كه يكى از مقداريات هندسى است عبارت است از يك واحد دو بعدى ( طول و عرض‌دار ) متصل و داراى امتداد پيوسته . و خط عبارت است از يك واحد يك بعدى ( طولى فقط ) متصل و يا امتدادى پيوسته . اقسام خطوط از مستقيم و منحنى و منكسر ، و اقسام سطوح از دايره و مربع و مستطيل و غيره همگى به طور واحد متصل و پيوسته در ذهن ما هستند ، با اين كه در خارج ذهن اساساً سطح و خط پيوسته نداريم ؛ زيرا سطح و خط عارض بر جسم هستند و جسم از ذراتى بسيار ريز تشكيل شده است كه از يك‌ديگر فاصله دارند و اگر فاصله‌ها را بردارند اجسام به حدى كوچك مىشوند كه جسمى به اندازه‌ى يك انسان شايد به زحمت به چشم ديده شود . نقطه هم كه اساساً مقدار ندارد ، باز همين حكم را دارد ، يك واحد هيچ بعدى مادى در خارج نداريم ليكن در ذهن درك مىشود . اين ادراكات به هيچ وجه عارض ماده نمىشوند ؛ نه ماده خارجى و نه ماده مغزى . زيرا همان‌طور كه گفتيم ماده از ذرات ريز از هم جدا تشكيل شده است . اين است كه در عبارتى كه در بحث آغاز شناخت نقل كرديم « فيليسين شاله » مىگويد اشكال هندسى را ذهن در فضاى موهومى كه شبيه مكان محسوس است و عين آن نيست رسم مىكند . . . » و بنا به آن‌چه گفته شد اين ادراكات در لامكان هستند ، يعنى مجرد مىباشند . 4 - عدم تقسيم . ماده فيزيكى جسمانى را هرطور تعريف كنيم اين قطعى است كه يكى از خواص اوليه‌اش قابليت انقسام مىباشد . همين كاغذ تقسيم مىشود ، مواد رنگى روى آن نيز همين‌طور ، ذرات اوليه جهان نيز همين‌طور . در قديم عده‌اى بودند كه مىگفته‌اند اجزاى اوليه‌ى جهان