تكامل خود تدريجاً فرا گرفته است . . . تصادم ارگانيسم و محيط سبب تغيير هر دو مىشود . محيط با فعل انسانى تغيير مىكند و انسان از تأثير محيط حالات جديدى مىيابد . مقتضيات يا تحريكهاى محيط هرگاه به وسيلهى عادات ارثى ، يعنى فعاليتهاى غريزى ارگانيسم ، خرسند نشوند آرامش غريزى از ميان مىرود و ارگانيسم الزاماً تن به فعاليتهاى جديد ، فعاليتهاى غير غريزى مىدهد . در نتيجه روابط تازهاى ميان آن و محيط برقرار مىشوند . آگاهى يا شناخت انسانى نتيجهى اين روابط تازه است .
انسان در مرحلهى غريزى ناآگاه است . طبيعت نيز از شعور انسانى بر كنار است . ولى از برخورد غرايز تيره و طبيعت كور ، از برخورد دو عامل ناآگاه ، آگاهى يا شناخت طلوع مىكند . . . » . « 1 »
« موقع فكر كردن تغييرات مادى در سطح دِماغ ( مغز ) بيشتر مىشود ، خون متوجه دماغ مىگردد مغز بيشتر غذا مىگيرد و بيشتر مواد فسفرى پس مىدهد به طورى كه در ادرار شخص فكر كننده مقدار اين ماده بيشتر مىشود . موقع خواب كه مغز كار زياد انجام نمىدهد ، كمتر غذا مىگيرد اين خود دليلى بر مادى بودن آثار فكرى است » . « 2 »
« شناخت دو مرحلهى اساسى دارد حسى و عقلى يا منطقى . شناخت حسى انعكاس محيط خارج است و شناخت عقلى ، همان انعكاس با حذف خصوصيات فردى است . » « 3 » و انتقال از مرحلهى شناخت حسى به مرحلهى شناخت عقلى كلى و حذف خصوصيات فردى به وسيلهى عامل نياز اجتماعى انجام مىشود .
هامش
( 1 ) - / زمينهى جامعهشناسى ، آك برون و نيم كف ، اقتباس امير حسين آريان پور
( 2 ) - / بشر از نظر مادى دكتر تقى ارانى
( 3 ) - / زمينهى جامعهشناسى ؛ ماترياليسم ديالكتيكى