تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
باشد ، مثل سفيدى و سياهى . رنگ يكى از عوارض است و داراى مراتب بسيارى است كه كمال اختلاف فقط ميان دو مرتبه‌ى آن ، يعنى سفيدى و سياهى است . بنا به نظر حكماى مشأ تقابل تضاد حتماً ميان دو چيزى است كه هر يك بالذات ديگرى را طرد نموده با توجه به آن جمع شدن با آن را نفى نمايد . اين كه در منطق ديالكتيك نسبت تخم مرغ را با زمينه‌ى جوجه شدن در آن ، تضاد ناميده‌اند ، تطبيق صحيحى نيست . نه بر طبق تعريف حكماى مشاء و نه طبق حكماى يونان قديم كه صرف عدم اجتماع دو امر وجودى را در محل واحد و زمان واحد از جهت واحد تضاد ناميده‌اند . زمينه‌ى جوجه شدن نه تنها با تخم مرغ تضاد ندارد ، بلكه همراه آن است . اين همراهى ، همان همراهى قوه و فعل است كه در همه‌ى مواد جهان طبيعت جريان دارد . هر قوه‌اى همراه فعليتى است و هر فعليتى طبيعى ، قوه‌اى براى كمال برتر را در نهاد دارد . خلط بحث قوه و فعل به بحث تضاد چيزى جز يك نارسايى علمى نيست . عنوان جوجه بودن با عنوان تخم مرغ بودن ( به عنوان اتصاف يك پديده به اين دو عنوان مزبور ) طبق نظريه حكماى يونان باستان تضاد دارند ، ( و نه طبق نظريه‌ى حكماى مشاء زيرا صرف نظر از عنوان عرضى بودن و ذاتى بودن ، ميانشان از نظر واقع ، كمال اختلاف نيست ) ، اما ربطى به زمينه‌ى جوجه شدن ندارد . گاهى تضاد ميان دو صفت را به موصوف‌ها نسبت مىدهند و به جاى آن كه بگويند سفيدى با سياهى تضاد دارد ، مىگويند سفيد و سياه ضد يك‌ديگرند . آن وقت اگر استنتاج « بايد » از « هست » را به اشتباه معنى كنند و