نيازهاى اجتماعى عامل تولد الفاظ به عنوان نظام اشاره مىباشند كه از راه تداعى ، مفاهيم كليه را به ذهن مىآورند ، همانطور كه زنگ زدن در آزمايش معروف پاولف موجب تداعى حضور غذا و تولد نتيجهاش كه ترشح لعاب دهان است مىشود و روشن كردن چراغ در آزمايش معروف بكتريف موجب تداعى ضربه تيغ بر دست حيوان و تولد نتيجهاش كه جيغ زدن حيوان است ، مىشود . « 1 »
نظريهى حكمت متعاليه صدرائى
در نظريهى ماديين همهى جهات بحث ، منحصر در جنبهى علمى تجربى شناخت ، شده و تصور كردهاند كه با توجه به جنبهى تأثير و تأثر متقابل محيط و ارگانيزم ، و آثار مادىاى كه بر اعصاب ادراكى تحقق مىيابد و مواد فسفر و غيره كه هنگام تفكر مصرف مىشود ، همهى جهات بحث را دانستهاند و ديدهاند . صرف نظر از اشكالاتى كه در توجيهات علمى ياد شده وجود دارد كه بعداً اشاره مىكنيم ، سخن اينجاست كه مطالب گفته شده همهاش مربوط به مقدمات شناخت است . مىدانيم كه محيط بر اعصاب ادراكى اثر مىگذارد و مىدانيم كه فعاليت اعصاب ادراكى موجب مصرف شدن فسفر و نياز تازه بدن به مواد فسفر زا مىباشد ، ولى آيا شناخت كه پس از اين مقدمات به وجود مىآيد ، حتماً يك پديدهى مادى و با خاصيّت تولد مادى است يا اين كه هرچند متولد از ماده و يا موجودى حادث در مرحلهى رشد تكاملى ماده است ، ليكن خودش مادى نيست و آثار ماده را ندارد .
اينجا بايد آثار ماده را بدانيم تا ببينيم در علم وجود دارد يا خير . قبلًا
هامش
( 1 ) - / تئورى ماترياليستى شناخت ، روژه گارودى ، ترجمهى عربى