تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بايد مجدداً يادآورى كنيم كه شناخت سه مرحله‌ى حسى و تخيلى و عقلى دارد . مرحله حسى شناخت در همان حالت مواجهه‌ى ارگانيزم با محيط است كه در آن حال صورتى از شىء درك شده در ذهن منعكس مىشود . مرحله‌ى خيالى شناخت پس از بر طرف شدن حالت مواجهه‌ى مزبور است كه اثرى از حالت قبلى در ذهن باقى مىماند ، منتها در قسمت ديگرى از ذهن كه خاصيت انبار و محفظه‌ى صور ادراكى دارد و نوعاً وضوح حالت قبلى را ندارد و ضمناً ممكن است از خصوصيات جهت و وضع و زمان خاص جدا شود و اصل صورت مخصوص لحاظ شود و در عين حال در اختيار خود انسان است و هر وقت بخواهد مىتواند آن را حاضر كند . مرحله‌ى عقلى شناخت ، اصل كلّى شىء شناخته شده پس از تجريد از خصوصيات مىباشد . فلاسفه پيش از صدرالمتألهين بيش‌تر فقط متعرّض تجرّد قوه‌ى عاقله و در نتيجه تجرد شناخت عقلانى مىشدند و اساساً بحث مزبور ، به تناسب بحث تجرد روح مطرح مىشد . در بحث تجرد روح دليل‌هايى مىآورند كه از جمله مربوط به تجرد ادراكات كلّى عقلانى بود و از آن طريق مىخواستند تجرد روح را ، كه طرف ادراك كليات است ، اثبات كنند . يعنى مىگفتند مجرد به وسيله‌ى مجرد ادراك مىشود و ظرف وجود مجرد ، مجرد است . مرحوم صدرالمتألهين هم در بحث تجرد روح و هم در مباحث مربوط به عقل و عاقل و معقول متعرض جهات مختلف بحث شده و اثبات كرده است كه همه‌ى قواى ادراكى باطن ، مجرد از ماده هستند و شناخت ما در