اقسام حمل
در گذشته مكرر سخن از تصديق و قضيه و حمل گفته شد . قضيه ، جملهاى لفظى يا ذهنى است كه مشتمل بر موضوع و محمول و حكم است . تصديق ، باور قضيه است . حمل ، عمل بار كردن محمول بر موضوع است كه از حكم نتيجه مىشود . حمل اقسامى دارد ، از جمله : حمل مفهوم بر مفهوم كه منظور اتحاد دو مفهوم مىباشد و فقط در اجمال و تفصيل يا ابهام و تعين يا محصل و متحصل بودن تفاوت دارند و همين تفاوت مجوز حمل شده است . زيرا حمل ميان دو چيز است و اگر از هر نظر وحدت باشد ، دوئيت تحقق نمىيابد تا حمل انجام شود و گاهى فقط فرض جدائى و تفاوت مجوز حمل يك چيز بر خودش مىشود . مثالهاى آنچه گفتيم ، به ترتيب چنين است : انسان حيوان دراك است ( كه فرق موضوع و محمول فقط در اجمال و تفصيل است ) ، انسان دراك است ( كه دراك بودن فصل انسان است و تحصل انسان به وسيلهى فصل تام اوست ) ، انسان انسان است ( كه فقط در مورد فرض جدائى به كار مىرود . مثل اين كه لازمهى يك طرز فكر ، سلب شىء از شىء شود و ما براى رد آن بگوييم سلب يك چيز از خودش محال است ، انسان انسان كامل است ) .
اين گونه حمل ( حمل مفهوم بر مفهوم ) را حمل اولى و ذاتى مىگويند .
اگر حمل به اعتبار اتحاد وجودى باشد و نه اتحاد مفهومى ، آن را حمل شايع صناعى مىخوانند . مثل حسن نويسنده است و يا گچ سفيد است . و اين گونه حمل ، در محاورات و صناعات و علوم شيوع دارد .
يك نوع حمل هم عرفا و فلاسفه به كار مىبرند و آن حمل حقيقت و رقيقت است . منظور اين است كه موضوع و محمول در اصل وجود وحدت دارند و فقط در مراتب وجودى اختلاف دارند مثل جهان مادى ،