تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
پايه‌ى آن و سپس به اصول اوليه‌ى بديهى تا اولين اصل كه امتناع تناقض است رسيد . روش تحليل ( در تصورات و تصديقات ) تكثير ادراكات از راه تجزيه ادراكات موجود نزد ذهن است ، چنان كه انتزاع ، تكثير ادراكات از راه توليد در قدم اول شناخت مىباشد .

كثرت مدركات

توجه داريد كه بحث ما در انواع كثرتى است كه در ادراكات پيدا مىشود . مدركات يعنى خود اشياء هم مسلماً كثرتى دارند كه از بحث ما خارج است . انسان از حيوان‌هاى ديگر و همگى از انواع نباتات و هر يك از نباتات با هم و همه با جمادات و انواع جمادات با هم و عناصر اوليه با يك‌ديگر . اين‌ها همه با يك‌ديگر اختلافى دارند و به همين جهت تكثرهائى در اشياء وجود دارد . منشأ كثرت هم اختلاف و تعدد است و اين كثرت ظاهراً مربوط به مدرك است نه ادراك ، ليكن چون ادراكات در صورتى ارزش دارند كه نشان‌گر مدركات و واقعيات باشند ، اين بحث در اين جا پيش آمده كه آيا واقعاً اشياء با يك‌ديگر اختلاف دارند يا اين طور نيست . البته مىتوان گفت به فرض كه اختلاف ذاتى ميان اشياء نباشد ، به مطلبى كه درباره‌ى ادراكات از نظر كثرت حقيقى و اعتبارى و كثرت‌هاى ديگر گفته شد ، ضررى نمىرساند . زيرا ما مىگوييم مفاهيم ادراكى يا حقيقى هستند كه از خارج گرفته شده‌اند يا مصداق خارجى دارند و يا اعتبارى . اما اين‌كه مفاهيم حقيقى در تحقق خارجيشان آيا ذاتاً با هم اختلاف دارند و يا اين كه اختلافشان در آثار و عوارض است ، از اين بحث بيرون است . به هر حال اين را هم بايد بدانيم كه اگر همه‌ى فعاليت و حيثيت