بعضى ديگر معتقدند اولين صورت ادراكى تصورى و تصديقى مربوط به چيزهايى است كه مورد نياز ارگانيزم بدنى طفل مىباشد ، از خوردنىها و پوشيدنىها و غيره . بعضى ديگر مىگويند اولين تصوير ادراكى تصور امتناع تناقض و تصديق آن است كه زير بناى همهى علوم است .
شكى نيست كه اصل امتناع تناقض زير بناى همهى ادراكات است ، و گرنه جزم به هيچ قضيهاى پيدا نخواهد شد . البته تصديق مزبور فرع تصور موضوع و محمول آن است ، يعنى تناقض و امتناع . ممكن است اين دو تصور را نيز از همان اولين تصور ادراكى حسى كسب كرده باشيم . يعنى وقتى تصور كرديم كه اين ديوار سفيد است ، ضمن چيزهاى ديگرى كه از اين قضيه به دست مىآيد ، اين هم ، به دست مىآيد كه سفيدى غير از سياهى است و غير از نفى سفيدى است و سفيدى با نه سفيدى تناقض دارد و جمعشان نمىشوند . هر چيزى براى خودش ثابت است و نمىتوان چيزى را از خودش سلب كرد . عرض بىموضوع نمىشود ( چنان كه صورت ادراكى مزبور عارض ذهن بوده و بدون ذهن تحقق نداشت ) ، و معلول بىعلت نمىشود .
منتها همهى اين برداشتها و انتزاعهاى تصورى و تصديقى در صورتى است كه تصوير ادراكى حسى كاملًا مورد دقت و تجزيه و تحليل قرار گرفته شود و در همهى اين جهات كه با تحليل عميق به دست مىآيد ، دقت شود ؛ و گرنه فقط به صورت ارتكازى خواهد بود و نه ادراكى تفصيلى . بدين جهت بهتر مىدانيم كه بگوييم مطالب انتزاعى مزبور تدريجاً از جهات مختلف صور ادراكى حسى ، كه مورد توجه قرار گرفته ، به دست مىآيد ، نه اين كه همهى اينها از همان تصوير ادراكى نخستين با دقت به دست آمده
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٩٤