و اصالتى ندارد . و البته ما مىخواهيم دربارهى قضيه ، كه يك كار ذهنى است ، صحبت كنيم . قضيه وقتى تمام شد آن وقت حكايت از خارج مىكند ، و گرنه حكم هم در خارج نداريم . و به همين جهت معتقديم كه حتى در قضاياى بسيط هم نسبت وجود دارد . تا نسبت و حكم نباشد كار قضيه تمام نمىشود تا از خارج حكايت كند .
11 - آنچه در بيان مكتب انتزاع به عنوان اولين علم و صورت ادراكى بيان كرديم ، صرفاً به عنوان مثال بود . تحقيق اين كه اولين صورت ادراكى انسان در تصورات و تصديقات چيست ، دقت بيشترى مىخواهد . برخى معتقدند اولين صورت ادراكى تصديقى ذهنى انسان تصديق به وجود دنياى خارج است كه مبناى همهى تحقيقات وجودى است و زير بناى فلسفه است . برخى از محققين « 1 » اين نظريه را رد مىكنند كه پيش از اين حكم بايد ذهن تصورى از وجود و خارج داشته باشد . ولى اين اشكال وارد نيست ، زيرا تصور وجود براى دنياى خارج ذهن به طور اجمالى است و نه تفصيلى . يعنى همانند همه « است و نيست » ها كه به صورت رابط مورد توجه است نه به طور اصل . به عبارت ديگر فقط دريافت مىشود كه بيرون از ذهن ما هم چيزهايى هستند . هرچند مفهوم « هست » به طور اصل مورد درك حصولى قرار نگرفته باشد .
بعضى معتقدند اولين ادراك تصديقى ذهن تصديقاتى است كه مربوط به عالم مفاهيم است ، نه خارج . يعنى حمل اولى است كه يك مفهوم بر مفهوم حمل مىشود ، مثل سفيدى سفيدى است ، نه حمل شايع ، مثل قند سفيد است . « 2 »
هامش
( 1 ) - / مرحوم شهيد مطهرى در پاورقىهاى اصول فلسفه و روش رئاليسم
( 2 ) - / اين نظريه از عبارت مرحوم مطهرى در پاورقى اصول فلسفه ، ص 43 ، مقالهى پنجم ، استفاده مىشود